تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
اين شكل به هيچ وجه قابل زيادت [
r
393 ] و نقصان كه مغيّر معنى باشد نيست . ديگر ضابطه آنكه بعضى الفاظ را در مواضعى كه آنجا رعايت ادب بايد كرد بر شكلى مخصوص مىنويسند . مثالش [ . . . ] كه معنى آن يكى است و در عداد اعداد چنين مىنويسند [ . . . ] و هر كجا از براى بارى تعالى ذكر كنند ، بدين شكل [ . . . ] نويسند ، تا به واسطهء اين تمييز رعايت ادب و حرمت كرده باشند . پس معلوم شد [ كه ] كتب اهل ختاى « 1 » از شوائب تغيير و تبديل [ مبرّا ] و مبرّا مىباشد ، و از مخايل تصحيف و تشكيل مجرّد . بدان سبب بر كتاب مذكور اعتماد كرده ، نقل تاريخ ايشان مىرود . و اين سه حكيم مذكور كه مؤلّف اين كتاب‌اند در عهد پادشاهى بوده‌اند كه نام او چن ليوان « 2 » است . و از آن تاريخ باز تا اين زمان كه شهور سنهء اربع و سبعمايهء هجرى است مدّت [ 1044 ] سال مىباشد ، و حكايت اين پادشاه در موضع خويش مشروح بيايد . و چنانچه قياس و تحقيق رفت ، تواريخ سالهاى بسيار ايشان كه از آن حساب مىكنند همچنان است كه مثلا ما را تاريخى است از عهد آدم ، صلوات اللّه عليه ، و يكى از عهد طوفان نوح « 3 » عليه السّلام ، و بعد از آن از روزگار اسكندر ، و چند تاريخ ديگر ، و بعد از آن تاريخ هجرى و ديگر جلالى كه اكنون مشهورتر آن هر دواند هر پادشاهى و هر حادثه كه بعيد العهدتر باشد از تاريخ قديم‌تر معلوم شود . از آن ايشان نيز هم برين نمط است ، الّا آنكه عدد پادشاهان و زمان تواريخ ايشان زيادت از آن ماست ، و نيز به موجبى كه شرح داده شد ، هر دورى معظم را بر سه دور نهاده‌اند تا چون طول مدّت بسيار است ضبط حساب آن آسان‌تر باشد و السّلام . چون از تقرير و تحرير مقدّمه و ديباجه فارغ شديم ، اين زمان در شرح
هامش
( 1 ) .Hitai( 2 ) .Chenliuwang( 3 ) .Nuh