دههزار سال مىنهند ، و اين مدّت را يك ون « 1 » مىگويند .
و از مبدايى كه ايشان تصوّر كردهاند و پيش ايشان معروف و مشهور و مسطور است تا اين زمان كه سنهء اربع و سبعمايه هجرى است مقابل [ لوى ] ئيل سال چهل و دوم از دور شانگون « 2 » ، مدت هشتهزار و هشتصد و شصت و سه ون و نههزار و هفتصد و هفتاد و دو سال گذشته ، كه مجموع آن هشتاد و هشت هزار هزار و [ ششصد و ] سى و نه هزار و هفتصد و دو سال باشد ، و از مبدأ مذكور كه بنياد بر آن نهادهاند تا آن سال كه چنگگيز خان « 3 » ، اونگ خان « 4 » را بكشت ، و مبدأ ظهور پادشاهى او بود ، و آن طونگقوزئيل بوده موافق شهور سنهء تسع و تسعين و خمسمايهء هجرى ، مدّت هشتاد و هشت هزار هزار و ششصد و هشتاد سال بوده ، اين مقدار كه ذكر رفت ، حكيم ختايى مذكور با خواجه نصير الدّين تقرير كرده و در زيج ايلخانى مثبت است .
امّا آنچه در اين عهد تفحّص و تتبّع رفت [
v
392 ] تقرير كرده ، از شرح و تفصيل تواريخ اهل ختاى بدين موجب است كه شرح داده مىشود .
اهل ختاى « 5 » را تواريخ و كتب بسيار مشتمل بر حكايات و حوادث هر زمانى و هر عهدى موجود است و نزد ايشان مشهور ، و كسانى كه آن را مرتّب دانند در اين ملك كماند ، چه آن تواريخ بغايت بسيار است . لكن حكماى ختاى از آن مطوّلات كتب ، تلخيصات و اختصارات كردهاند ، و باز آن را مختصر و موجز گردانيده ، و تا غايت از آن نسخ چيزى بدين ولايت نرسيده .
در اين وقت كه پادشاه اسلام ، خلّد اللّه سلطانه و اعلى شأنه ، فرمود تا تاريخ مبارك را تأليف كند و بنويسد ، چون ممالك مذكوره را در قديم الايّام هيچ پادشاه بيگانه مسخّر نگردانيده بود و در آن راه مداخلت نيافته ، چنگگيز خان و اروق نامدار او آن را مستخلص كرده ، و در تحت فرمان و تصرّف خويش
هامش
( 1 ) .Wan( 2 ) .Shangyuan( 3 ) .Cinggiz Han( 4 ) .Ong Han( 5 ) .Hitai