بد شدن ، 49
بدفعل ، 25
بر آتش نهادن بخورها ، 25
برآمدن درخت ، 24
برآوردن به شكل غريب ، 35
برآويختن ، 13
برآويختن خود ، 71
برادر ، 5 ، 16
برادر . . . كوچك ، 36
برادر كوچك ، 38
برافتادن ، 3 ، 13
برافروختن شمع ، 33
برانداختن . . . پادشاهان ، 60
بر بال گرفتن ، 51
بر بنياد نهادن ، 36
بر تخت نشاندن ، 49
بر تخت نشستن ، 46 ، 51
بر توالى ، 9
بر حق بودن ، 45
برخاستن ، 3 ، 48
برخاستن شخص ، 48 ، 63
بر دامن نشاندن ، 43
بردن لشكر ، 64
بر سبيل ايجاز ، 8
بر . . . عادت رفتن ، 16
برق ، 15
بر قاعده ، 36 ، 57
بر كس زدن ، 45
بر كنار گرفتن ، 46
برگ . . . بيرون آمدن ، 24
برگ درخت ، 15 ، 21
برگرفتن ، 3 ، 47 ، 49
برگرفتن پادشاه ، 38
برگزيدن ، 25
بر مثال ، 9 ، 15 ، 37
بر مجموع ، 38
برنشستن بر استخلاص ، 71
برنشستن به عزم ولايت ، 70
بروات ، 10
بروجهى ، 4
بر وفق فرمان نافذ ، 8
بر هوا انداختن ، 48
بريان شدن ، 16
بريدن رودخانه ، 27
بزرگ ، 7 ، 27 ، 37
بزرگان ، 23
بزرگتر ، 7
بزرگ و مبارك ، 33
بزرگ و معتبر ، 61
بزرگى ، 37 ، 69
بسيار ، 3 ، 20 ، 45
بطن ، 3 ، 23 ، 27
بطنا بعدا بطن ، 60
بطنا بعد بطن ، 13
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٤٢