باديد آمدن ، 22 ، 49 ، 70
باديد آوردن ، 17
باديد كردن ، 23
باران ، 38
باران آمدن ، 29 ، 30 ، 35
باران باريدن ، 27 ، 36
باران باريدن ( نباريد ) ، 27
بارز ، 14
بارز گشتن ، 14
بارو ، 2
بارها ، 44
بارى تعالى ، 11
باريدن خون ، 57
باريك ، 17
باز ، 11 ، 60
بازتا ، 11
بازداشتن از ناپسند ، 36
بازشناختن ، 43
باز كردن گوشت از اندام كس ، 43
بازگرفتن ملك ، 65
بازگرفتن مملكت ، 38
بازماندن از زراعت ، 29
بازى ، 24
باژگزار ، 64
باستقلال ، 60 ، 67
با شوكت ، 69
باصره ، 10
با عدل و انصاف ، 35
باغ ، 34
با فراست ، 35
با قوّت ، 34 ، 63
با قوّت و بهادر ، 63
بال ، 51
بالا ، 14
ببر ، 35 ، 37
بتپرست ، 5
بچّه ، 15 ، 34
بچه در وجود آمدن ، 15
بخش كردن ، 38
بخشى - خوشانگ - راهب ، 8
بخشيدن گناه ، 30
بخورها ، 25
بخورها بر آتش نهادن ، 25
بد ، 27
بدان ، 9
بدانديش ، 24
بد بودن با كس ، 42
بد بودن دل ، 24
بد بودن رعيّت باكس ، 38
بدخواه ، 24
بدخوى ، 48
بدخويى ، 42
بددل - ترسو ، 44
بدسيرت ، 48
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٤١