برد . بدبخت از ترس و درد از جا جهيد ، و بسوى نير السلطان دويده فرياد كرد : « نگزار ، مرا كشتند » . بيچاره در كشتنگاه از مرگ ميگريخت . ولى از اين گريختن سودى نبود ، و در همان هنگام ميرغضب رسيده با همان حال خفهاش گردانيد ، و سپس از دروازه آويخت ، محمد عليميرزا خود بتماشاى كشته او آمد . آن دو تن همراه او در زندان مىبودند و ما نميدانيم كى رها شدند .
جنگ بزرگ سارى داغ
اكنون بار ديگر به تبريز باز ميگردم . چنان كه گفتيم كار خواروبار در شهر سخت شده گرسنگى نمايان گرديده بود ، و از آنسوى بهانهجويى روسيان و آرزوى سپاه فرستادن ايشان بآذربايجان ، بيم بزرگى شمرده ميشد . نيز گفتيم ثقة الاسلام رو بسوى محمد عليميرزا آورده چاره را از او مىتلبيد ، علماى نجف دست بسوى سپهدار و صمصام السلطنه مىيازيدند . ليكن سردار و سالار و سردستگان آزادى سختى كار را دريافته ميدانستند كه بايد چشم به يارى ديگران ندوخته و به محمد عليميرزا اميدى نبسته گره را با دست خود باز كنند ، و بر آن مىبودند كه از اين پس پياپى بلشگرهاى دولتى بتازند و بدستيارى كوشش و دليرى آنان را از جلو بردارند . اين مىبود انديشهاى كه پس از جنگ هكماوار پيش آمده و همگى بر آن همداستان شده بودند . از آغاز جنگ بيشتر زمانها مجاهدان بجلوگيرى ميايستادند .
ولى اينزمان مىبايست بتاخت پردازند . از آنسوى دولتيان ، در اينهنگام ايشان هم بستوه آمده و به آن مىبودند كه پياپى جنگ كنند و كار را يكسره گردانند . اينست فروردين از آغاز تا انجام ، همه با جنگ گذشته و در اين يك ماه كمتر روزيست كه جنگ يا گلولهباران توپها در كار نبوده . چيزى كه هست اين جنگها از بس فراوان بود كسى داستان آنها را ننوشته و ما جز از چند پيشآمد بزرگى از بازمانده يادداشتى در دست نميداريم و ناگزيريم تنها آنها را ياد كرده از بازمانده چشم پوشيم .
شب دوشنبه دوم فروردين ( 29 صفر ) دستهاى از مجاهدان خيابان به يكى از سنگرهاى دولتيان تاختند و فيروزانه آن سنگر را بدست آوردند . روزنامه مساوات كه اين را ياد كرده مىنويسد : « پنج كس از دولتيان را دستگير كردند و ديگران كشته شده جز چند تنى جان بدر نبردند . نيز آنچه چادر و ابزار زندگانى ميداشتند با بيست و هشت تفنگ بدست مجاهدان افتاد » .
انجمن اين فيروزى را با تلگراف آگاهى باستانبول فرستاد بدينسان :
« تبريز - شب 29 احرار خيابان باردوى استبداد حمله سنگر بزرگ را متصرف شش » « نفر اسير 34 مقتول ، فرار غنايمشان ضبط نقاط ايران بتلگرافيد انجمن ايالتى »
اين يك تاخت كوچكى ، و همانا براى آزمايش بوده . سپس روز چهارشنبه چهارم فروردين بتاخت بسيار بزرگى برخاستند و جنگى كه بنام « جنگ سارى داغ » شناخته گرديد در ميانه رخ داد . اين يكى از روزهاى پرشور تبريز بود . در اين روز گذشته از