دكانها پر از خوردنيهاى گوناگون مىگرديد . امسال را همه آنها تهى مىبود و در شهر نه تنها نان و گندم و برنج ، ديگر خوردنيها نيز از كشمش و خرما و دانگيها ، كم بدست مىآمد و بسيار گران به فروش ميرفت . با اينهمه مردم به روى خود نياورده شكيبايى مىنمودند .
اين مىبود حال شهر پس از جنگ هكماوار ، يكداستان اندوهانگيزى در آن روزها از دست رفتن مرند و جلفا و دستگير افتادن بلورى و فرج آقا بود . چنان كه گفتيم پس از جنگ الوار كه مشروطهخواهان رحيمخان را از جلو برداشتن نتوانستند ، او بدليرى افزوده بصوفيان نيز دست يافت . در همان روزها پسر شجاع نظام كه پس از گريختن از مرند ، در ماكو مىزيست چون از ناتوانى مجاهدان در مرند و آن پيرامونها آگاهى يافت ، او نيز بتكان آمده سواران آنجا را بسر خود گرد آورد .
بدينسان فرج آقا و همراهان او در ميان دو دشمن ماندند ، و با آنكه محمد قليخان با صد سوار از تبريز به آنان پيوسته بود ، در مرند ايستادگى نتوانسته بزنوز رفتند . پسر شجاع نظام در پانزدهم اسفند بمرند آمده از فردا به كار بگير و ببند پرداخت و خانههايى را تاراج كرد . از اينسوى سواران رحيمخان تا مرند پيش رفته دو دسته بهم پيوستند . فرج آقا و همراهانش به تنگى افتاده پايدارى نتوانستند ، و فرج آقا و كسانى از سردستگان دستگير افتادند . بلورى كه كسانى فريبش داده نگزارده بودند خود را از مرند بيرون اندازد او نيز در آنجا گرفتار گشته آنچه ناديدنيست از بدخواهان ديد و سپس بدست رحيمخان افتاد كه بگزند و شكنجه بىاندازه دچار گرديد .
ما اين داستانها را نيك ندانستهايم و اينك بكوتاهى ياد كرديم . ولى در اين رشته جنگها فداييان ارمنى و گرجى و برخى مجاهدان جانفشانيهاى بسيار كردهاند .
سپس روز بيست و پنجم اسفند ( 23 صفر ) جلفا نيز بدست دولتيان افتاد . در همان روزها چند روزى سيم تلگراف هند و اروپا نيز بريده مىبود و كسى نمىبارست براى بستن آن بيرون رود . از آنسوى ماكوييان و قرهداغيان در روستاها تا مىتوانستند آزار و ستم بمردم دريغ نمىگفتند . بويژه در ديههايى كه گرايش بمشروطه پديد آمده بوده ، كه به همان دستاويز خاندانها را برمىاختند .
رحيمخان در روزهائى كه بالوار رسيده و به آنجا دست يافت ، در مايان حاجى كريم نامى را بگناه گرايش بمشروطه دستگير كرده او را به دهان توپ گزارده بود سپس خانهء او را نيز پاك تاراج كردند .
اين آگاهيها كه به شهر ميرسيد مايه اندوه مشروطهخواهان ميگرديد . در اين ميان يك دشوارى بزرگ ديگرى در كار رونمودن ميبود . چگونگى آنكه روسيان بسته شدن راه جلفا و نيز كميابى خواربار را در شهر دستاويز گرفته بگله و فرياد پرداخته بودند ، و آزاديخواهان ميدانستند كه در پشت سر آن گله و فرياد چه تواند بود . روزنامههاى روسى
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 871
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٧١