تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
محقق شهربانى ، ميرزا احمد خان ( اشترى ) . « 1 » از همانروز كسانى را كه در پيرامون آقايان طباطبايى و ديگران گرفتار گرديده و از آنان كارى سر نزده بود يكايك به آن اطاق برده پرسش‌هايى نموده رها ميكردند . آقا محمد على پسر ملك را هم پس از حادثه پدرش رها كرده بودند . بدينسان از شماره ما بسيار كاست . در اين ميان يحيى ميرزا را كه گرفتار كرده بودند نزد ما آوردند و اين هنگام بود كه همه را كه بيست و دو تن ميبوديم با زنجير و آن حال آسيب ديدگى برده نهاده پيكره‌ها از ما برداشتند . « 2 » پس از آن سيد يعقوب شيرازى را هم پيش ما آوردند . اين بيست و اند تن همچنان در زير زنجير روز مىگزارديم . ناهار و شام بهر يكى گرده نانى با خيار ميدادند و روزانه دو بار هشت تن و هشت تن با زنجير در گردن بيرون مىبردند ، و بايد انديشيد كه ما چه رنجى ميكشيديم و چه شرمندگى نزد هم ميداشتيم . در اين ميان شكنجه و آزار هم دريغ نميكردند . بويژه درباره چند تنى و بويژه درباره بيچاره مدير روح القدس و ضياء السلطان . دادگاهى كه برپا شده بود در زمينه سه چيز جستجو داشت و هميخواست با شكنجه و فشار از كسانى آگاهىها پيدا كند . آن سه چيز يكى اينكه بمب را بشاه كه انداخته ؟ . ديگرى آنكه بنيادگزار انجمن خانه عضد الملك كه بوده ؟ سوم تفنگ بمجاهدان كه ميداده ؟ اينها مىبود آنچه دنبال مىنمودند . و گرنه بداستان مشروطه و مجلس نميپرداختند . چون مدير روح القدس و ضياء السلطان را گمان كرده بودند در زمينه نارنجك انداختن بشاه آگاهى ميدارند آنانرا زير شكنجه سخت گرفته هر شب بيرونشان برده و بسه پايه بسته كتك بىاندازه ميزدند و با آنكه فريادهاى دلخراش ايشان باغشاه را فرا ميگرفت از آنهمه وزيران و اميران كسى بدادشان نمىرسيد . ما را بدبختى خودمان يكسو و حال جگرسوز اين بيچارگان يكسو . سرانجام هم لقمان الملك حكيم شاه بود كه دلش به حال آن بدبختان سوخته با خشم گفت تا كى تنهاى ما خواهد لرزيد و تا كى دست
هامش
( 1 ) ميرزا احمد خان ( يا آقاى اشترى ) را كه اكنون نيز هست از عدليه برده بودند و او بگرفتاران دلسوزى بسيار نشان ميداده است . ( 2 ) پيكره 206 پيكره 206 نشان ميدهد يكدسته از گرفتاران باغشاه را . ( چنان كه ديده مىشود در خود پيكره شماره‌هايى گزارده شده و اينك نامهاى آنان از روى شماره‌ها ياد كرده مىشود : ( 1 ) قاضى - ارداقى ( 2 ) مدير روح القدس ( 3 ) ميرزا حسن نوكر آقا بالا خان سردار ( 4 ) شيخ ابراهيم پسر عموى روح القدس ( 5 ) آقا مجيد سيگار فروش ( 6 ) آقا على سرباز ( 7 ) شريف صحاف ( 8 ) ميرزا محمد عليخان مدير روزنامه ترقى ( 9 ) مشهدى باقر تبريزى ( 10 ) حشمت نظام ( 11 ) شاهزاده ناصر - الممالك ( 12 ) ميرزا على اكبر خان معتمد ديوان ( 13 ) ميرزا محمد على پسر حاجى ملك - المتكلمين ( 14 ) نايب باقر خان ( 15 ) ميرزا داود خان ( 16 ) يحيى ميرزا ( 17 ) ميرزا بزرگ تبريزى ( 18 ) شيخ ابراهيم طالقانى ( 19 ) حاجى خان خياط ( 20 ) على بيك نوكر مستشار الدوله ( 21 ) حاجى محمد تقى بنكدار ( 22 ) ميرزا على اكبر خان برادر قاضى . از اين بيست و دو تن آنچه ما ميدانيم اكنون 13 و 21 و 22 زنده‌اند )