« از آنجا كه همهكس از حقيقت حال مطلع نيست و از اوضاع عصر و اخبار عالم » « استحضار ندارد جهت و دليل را هم حسب التكليف ما خود شرح ميدهيم زيرا كه فرمودند » « چون بدعتها ظاهر بشود بر عالم است كه اطلاع خود را اظهار كند ( برادران دينى ما ) » « در اين عصر ما فرقهها پيدا شدهاند كه بالمره منكر اديان و حقوق و حدود هستند اين » « فرق مستحدثه را برحسب تفاوت اغراض اسمهاى مختلف است ( انارشيست ) ( نهليست ) » « ( سوسياليست ) ( ناطوراليست ) ( بابيست ) و اينها يك نحو چالاكى و تردستى در اثاره » « فتنه و فساد دارند و بواسطهء ورزشى كه در اين كارها كردهاند هرجا كه هستند آنجا را » « آشفته و پريشان ميكنند سالهاست كه دو دسته اخير از اينها در ايران پيدا شده و مثل » « شيطان مشغول وسوسه و راهزنى و فريبندگى عوام اضل من الانعام هستند يكى فرقه » « بابيه است و ديگرى فرقه طبيعيه اين دو فرقه لفظا مختلف و لبا متفق هستند و مقصد » « صميمى آنها نسبت بمملكت ايران دو امر عظيم است يكى تغيير مذهب و ديگرى تبديل سلطنت » « اين اوقات اين دو فرقه از سوء القضاء هر دو در جهات مجلس شوراى ملى ما مسلمانها » « وارد و متصرف شدهاند و جدا جلوگيرى از اسلاميت دار الشوراى ايران ميكنند و » « ميخواهند مجلس شوراى ايران را پارلمنت پاريس بسازند و اينكه حضرت حجة الاسلام » « و المسلمين آقاى حاجى شيخ فضل اللّه ايده اللّه طرف بىارادتى اين جماعت واقع » « شده و مستوجب چندين ناسزا و سب و تهمت در روزنامهها و شبنامهها و منابر » « گرديدهاند سگهاى جهنم بر او بانك ميزنند و بابيهاى مسلم از او سخت ميرمند براى » « همين است كه ايشان كما هو حقه بيدار اين دو دسته دزد شدهاند و در تنزيه مجلس شورى » « از اين دو فرقهء پليد جدا ايستادهاند و بتوفيق الهى تقصير نخواهند فرمود و از جان و » « مال دريغ نخواهند داشت تا بجميع علماء مذهب جعفرى از عرب و عجم جميع اين » « مطالب را محقق و مسلم بكنند و تمام تكاليف حتميه الهيه اين مقام را بروجه اكمل و » « اوفى بپردازند تهديد آن حضرت بغوغاى سفله و اراذل از اين جهت است و ارجاف » « گرفتن مبلغ گزاف از سفارت يا دولت يا ديگرى از اين بابت است و الا همهكس » « ميداند كه خراسان بزرگتر از قاين است و وزارت جنگ مهمتر از حكومت سيستان » « است و وكلاء مجلس هم امناء ملت هستند و آن تلگرافى كه يك لخت كذب صريح و » « جعل قبيح است از امناء ملت شايسته نبود و چنين خلاف با قسم و خيانت بر موكلين » « موجب انعزال است از وكالت مگر كسانى كه هيچ مستحضر نبودهاند و هم الاكثرون » « بالجمله تمام مفاسد ملكى و مخاطرات دينى از اينجا ظهور كرد كه قرار بود مجلس شورى » « فقط براى كارهاى دولتى و ديوانى و دربارى كه بدلخواه اداره ميشد قوانينى قرار » « بدهد كه پادشاه و هيئت سلطنت را محدود كند و راه ظلم و تعدى و تطاول را مسدود » « نمايد امروز مىبينيم در مجلس شورى كتب قانونى پارلمنت فرنگ را آورده و در » « دائره احتياج بقانون توسعه قائل شدهاند غافل از اينكه ملل اروپا شريعت مدونه »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 421
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٢١