امام عليه السّلام با اين سخن آن ترسى را كه اسماعيل ، از سوء نيتى كه خليفهء عبّاسى دربارهء امام داشت ، بر طرف كرد . و چون معتصم امام عليه السّلام را احضار كرد ، دوباره اسماعيل خواست امام پس از آن بزرگوار را بشناسد اين بود كه پرسيد :
« شما تشريف مىبريد ، پس امام بعد از شما كيست ؟ . . . »
اين مرتبه ، امام عليه السّلام گريه كرد ، و از سفر خود بيمناك بود ، و احساس مىكرد كه دوباره به مدينه برنمىگردد ، از اين رو امام پس از خود - يعنى فرزندش امام هادى عليه السّلام - را تعيين كرد و فرمود :
« اكنون كه بيم جان من مىرود ، امر امامت پس از من بر عهدهء پسرم على است . . . » [ 1 ]
پيشگويى امام به حقيقت پيوست و معتصم عبّاسى ، امام عليه السّلام را در اوان جوانى و نشاط زندگى ، مخفيانه كشت .
2 - خيرانى
از جمله راويان حديث بر امامت امام هادى عليه السّلام ، يكى خيرانى است كه از پدرش امام جواد عليه السّلام روايت كرده كه ما حديث او را در بحثهاى آينده نقل خواهيم كرد .
3 - صقر بن ابى دلف
صقر بن ابى دلف از امام جواد عليه السّلام حديثى را بر امامت امام هادى عليه السّلام نقل كرده ، مىگويد :
از ابو جعفر محمد بن علىّ الرّضا عليه السّلام ، شنيدم كه مىفرمود :
« امام پس از من ، پسرم على است ، فرمان او فرمان من ، سخن او سخن
هامش
[ 1 ] ارشاد : ص 369 و اصول كافى : 1 / 323 .