پاشيد و وحدت احزاب مخالف را بر هم زد و اسلام را بدان وسيله يارى كرد و دين را عزّت بخشيد و كيان و هستى مسلمين را بالا برد .
ابن سكيت پس از اين پاسخ كوبندهاى كه امام عليه السّلام ايراد فرمود ، عرض كرد « پس هم اكنون حجت چيست ؟ » امام عليه السّلام فرمود :
« عقل و خرد است ، دروغگويى كه به خدا دروغ مىبندد بدان وسيله شناخته مىشود و سخنش مردود مىگردد . »
براستى عقل ، حاكم چنين صحنهها مىباشد و آن است كه راستگو را از دروغگو بازمىشناسد و او فصل الخطاب است .
پس از اين مطالب ، آثار عجز در سيماى ابن سكيت نمودار شد و يحيى بن اكثم شروع كرد به ايراد بر ابن سكيت و گفت :
« ابن سكيت را چه به مناظره ؟ ! ! او فقط علم نحو و شعر و لغت مىداند ! »
سؤالات يحيى بن اكثم
يحيى بن اكثم از امام عليه السّلام سؤالاتى كرد كه قبلا نوشته بود و براى آزمون امام آماده كرده بود ، امام عليه السّلام سؤالات او را دريافت كرد و فرمود : پاسخ آنها را بنويس ! . در ذيل با اندك تصرّفى سؤالات را با پاسخ آنها ملاحظه مىكنيد :
س - خداى تعالى فرموده است :
«
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
» [ 1 ] - آن كس كه به علم كتاب دانا بود گفت كه من پيش از آن كه چشم بر هم زنى تخت بلقيس را به اينجا آورم - با اين كه سؤالكننده سليمان است و طرف سؤال او آصف ، آيا حضرت سليمان كه پيامبر بوده به علم آصف نياز
هامش
[ 1 ] سورهء نمل / 40 .