تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
قزوين ، و به يمن قدوم ميمنت قرين آنجا را غيرت‌افزاى بهارستان اردىبهشت و فروردين فرمودند . شاهزاده عبد الصمد ميرزاى حكمران ؛ مصدر خدمات نمايان و مورد اشفاق و عنايات بىكران آمد . روز بيست و دوم شهر مزبور وارد دار الخلافهء قاهره گشته ، عموم اهالى دار الخلافه به استقبال موكب شاهنشاهى شتافته ، از ادراك نعمت طلعت مهر اثرش شادان ، و از شرف‌اندوزى حضور لا مع النورش خداوند منان را شكركنان آمدند . پس از جلوس در ديوان‌خانهء مباركهء ميمنت مأنوس ، بار عام و از مقربان و باريافتگان بارگاه صف سلام منعقد گرديد . برحسب مقتضاى حال ، واقفان حضور را قرين افتخار و عنايت و سرور فرمودند . ميرزا محمد عليخان ، الملقب به شمس الشعرا ، در تهنيت ورود مسعود قصيده‌اى به معرض عرض رسانيد . شطرى از آن قصيده ، تيمنا به رشتهء تحرير كشيده آمد : بيت
بر كام دل خويش سفر كرد شهنشاه * و آمد سوى دار الملك المنة للّه سلطان ظفرمند و شهنشاه عدو بند * خورشيد سلاطين جهان ناصر دين شاه شاهى به تو شايسته من الشرق الى الغرب * گيتى به تو آراسته از ماهى تا ماه گيتى ز تو و گنج همه گيتى از تست * العبد و ما فى يده كان لمولاه يك چند نشستى به سعادت ز بر زين * اكنون به سلامت بنشين بر زبر گاه
چون در اين مدت كه كوكب فيروزى كوكب همايون ، تشريف‌فرماى ساحت عراق و خمسهء آذربايجان مىبودند ، خدمات شايان از اميرزاده نصرت الدوله به عرصهء ظهور رسيده بود ، و اهالى دار الخلافه از نوكر و رعيت ، از حسن سلوك و مراقبت مشار اليه در حضرت جم مرتبت شاكر ، و داعى دوام دولت شدند . در ازاء خدمت به عطاى يك قطعه نشان تمثال بىمثال مكلل به الماس ، و يك ثوب قباى ترمهء تن‌پوش مبارك سرافراز و قرين افتخار و اعزاز آمد . در همين سال حسب الامر خديو بيهمال هفته‌اى دو روز ، بايد وزراء عشرهء عظام سعادت‌اندوز ، در عمارتى مخصوص مجلسى منعقد ، و به شوراى امورات كليهء دولتى اقدام