چريك حتى المقدور ، از دور و نزديك احضار داشت . باقر خان و احمد خان تنگستانى با چهار صد پانصد نفرى تفنگچى پيادهء تنگستانى و قراء حوالى .
بيت
همه كمانكش و زورآزماى و تيرانداز * همه مبارز و جوشن شكاف و سنداندوز
همه چو شير به هنگام جنگ حملهگزار * همه شهاب صفتگاه كينه دشمنسوز
به نيّت جهاد و عزم دفاع عازم بوشهر گرديدند . پس محمد حسنخان برازجانى و محمد رضا بيگ زيارتى و جمعيتى از جماعت دشتى كه آن هم جمله قريب به چهار صد نفر مىشدند وارد شدند . دريابيگى تفنگچى برازجانى و غيره را در برج خلعت - پوشان نيم فرسنگى بوشهر ، كه آب و خوراك اهالى بوشهر را از آنجا حمل مىدهند ، جاى داد ، و جماعت تنگستانى را به ريشهر يكفرسخى بوشهر فرستاد . باقر خان كه طى چهار فرسخ مسافت نموده ، در نهايت خستگى و كسالت به ريشهر رسيد ، خرابههاى قلعهء مخروبهء معروف به بهمنى را سنگر كرده اقامت ورزيد .
از آن سوى هشت فوج پياده نظام و سى عراده توپ جلو از نه پوند تا چهار پوند و يكهزار سوار لشكر كينهور انگريز در حليله كه بمسافت دو فرسخ ميانهء جنوب و مشرق بوشهر واقع است ، روز قبل از سفاين به خشكى آمده على الصباح دو فوج را در حليله گذارده بقيه از حليله به سمت ريشهر ، تكاور انگيز ، جلوريز آمدند .
در توصيف جماعت تنگستانى
همينقدر كفايت است كه اين معدود قليل به خيال مقاتله و مجادله در برابر اين همه لشكر و توپخانه ايستادگى نموده به مقاتله اقدام ورزيدند . جهازات جنگى كه از سمت دريا هرجا به محاذات افواج خشكى طيّار و سيّار بود . از طرف بحر توپهاى شصت و شش پوند را به جانب اين مجاهدين فى سبيل اللّه دهان گشوده ، به آتشفشانى مشغول شدند . از بحر و برّ آتش كارزار شعلهور آمد . صفحهء خاك چون كرهء نار ، و روز روشن مانند شب تار گرديد .