خواهد سكونت نمايد . وزير دول خارجه نيز وزير مختار را ديدن نموده ترضيه جويد .
چون وزير مختار را جز اين كار مقصود و منظورى در خاطر يار بود ، بدين سخنان از خيال خويش منصرف نيامد ، روز نهم ربيع الاول بيرق سفارت را فروكشيد ، مهماندار طلبيده روانهء تبريز گرديد . مستر استيونس قونسل دولت مزبور در دوم جمادى الاول از تبريز بجاى وى آمد . از جانب دولت ابد مدت به همان قواعد معمولهء سابقه دربارهء مشار اليه معمول مىگرديد ، تا شهر صفر سال هزار و دويست هفتاد و سه رسيد ، و علامت خصومت دولت بهيهء انگليس ظاهر گرديد . از امناى دولت مستدعى آمد كه به فرمانرواى فارس حكمى شرف صدور يابد ؛ كه چنانچه باليوز « 1 » بندر بوشهر عازم حركتى از آنجا باشد ممانعتى در ميان نيايد ، مسؤولش درجهء قبول يافت . پس از سلخ شهر صفر مبلغى از تجار ايران وام گرفت ، به تغيير هيأت و لباس پرداخت ، بطريق فرار طريق گيلان برداشت .
روز عيد سعيد نوروز فيروز اين سال يكقطعه قلمدان مرصّع به الماس از حضرت خديو مرحمت شيم به صدر اعظم عنايت آمد ، و محمود خان قراگوزلو به منصب ميرپنجه مفتخر گرديد ، و شاهزاده عليقلى ميرزا كه از همگنان اليق و اكفى و در فنون علوم ماهر و داناست به اعتضاد السلطنه ملقب گرديد . و همچنين پاشا خان پيشخدمت خاصه ، كه حضرت شاهنشاه را چاكرى دولتخواه ، به پاكى فطرت و صفت صداقت موصوف و معروف است به امين صرّه ملقب آمد . و همچنين در اين سال ذو الفقار خان ولد صدر اعظم كه به ملايمت طبع و سلامت نفس توأم است ، و به حكومت قم و ساوه اشتغال داشت ، به منصب استيفا مفتخر و سرافراز گرديد .
و هم در اين سال عيسى خان قاجار ولد بيگلربيگى سابق دار الخلافهء طهران به حكومت ملاير و تويسركان منصوب گرديد . و كذلك ميرزا زمان نورى همشيرهزادهء صدر اعظم كه بحسن سلوك معروفست به امارت ديوان عدالت سرافراز شد . هم در اين سال امير - زاده مؤيد الدوله حكمران مملكت فارس ، مصطفى قليخان قراگوزلو مير پنجه و جعفر -
هامش
( 1 ) باليوز : شه بندر ، قونسول ، روزنامهنگار ، صاحب بريد ، كارگزار ( لغتنامهء دهخدا )