هذا تواضعك المشهور عن ضعة * تبدو فمن اجلها بالكبر تتّهم
قعدت عن صلة الرّاجى و قمت له * فذا و ثوب على الطلّاب لا لهم
« اين فروتنى آشكار تو از فرومايگى تو است بدين سبب به كبر متّهمى . تو از صله و عطاى اميدواران پهلو تهى مىكنى ولى براى ايشان به پا مىخيزى ، اين پنجه در افكندن با ايشان است نه فروتنى در مقابل ايشان » .
نيز ابن هبّاريّه به پى در پى برخاستن انوشيروان بن خالد اشاره كرده گويد :
رايت مشروبه يعبّى * مزاودا فى يد الغلام
فقلت لا يعرضنّ لشرب الدّ * واء من غير ما سقام
فما به حاجة اليه * فأنّه دائم القيام
« در دست غلام ابن خالد دوايى را آماده ديدم . گفتم مبادا بدون داشتن درد دوايى بنوشد . وى به دوا حاجتى ندارد زيرا پيوسته در حال برخاستن است » .
ميان انوشيروان بن خالد و ابو القاسم زينبى وزير همواره خشم و دشمنى و رقابت بر سر وزارت وجود داشت . هنگامى كه ابو القاسم زينبى عزل شد و انوشيروان بن خالد به جاى او نشست ، مردم به وسيله عيبجويى از وزير زينبى به انوشيروان بن خالد تقرّب مىجستند . روزى حيص بيص [ 1 ] شاعر بر انوشيروان بن خالد وارد شده قصيدهاى براى وى انشاد كرد كه اولش اين بود :
شكرا لدهرى بالضّمير و بالفم * لمّا اعاض بمنعم عن منعم
« روزگار را با زبان و دل سپاس كه منعى را به جاى منعمى براى ما برگزيد » .
و مقصودش انوشيروان بن خالد و وزير زينبى بود . مردم گفتار حيص بيص
هامش
[ ( 1 - ) ] ابو الفوارس سعد بن محمّد صيفى ملقب به حيص بيص ، فقيه و اديب و شاعر مشهور .
متوفى در سال 574 هجرى . ابن خلكان : وفيات الاعيان .