است و در ارتفاعاتى چنان رفيع واقع شده كه عبور از آن عملا غيرممكن است مگر براى گروههايى كه سبكبار و مجهز بوده و در بهترين فصل سال از آن عبور كنند . اين راهها هرگز مورد استفاده بازرگانان و مسافران قرار نمىگيرد و معروفيت بسيار اندكى دارد . راه ميرزا حيدر ( و راهى كه خان در پى آنها مىپيمود ) يكى از گذرگاههاى عادى قراقروم بود و از نوبره مذكور روشن مىگردد كه نخستين نقطه براى ورود به لاداخ است .
( 838 ) . ميزان - مهر ماه .
( 839 ) . چو را شايد بتوان جو نيز خواند كه متداولترين جزء آخر اسامى بوميان كشتوار در ولايت كشمير ، چه هندو و چه مسلمان است . اما اين به همان معنى مورد نظر ميرزا حيدر در عبارت فوق و ديگر عبارات متعددى كه از پى مىآيد نمىتواند مطرح باشد . ظاهرا منظور او اشاره به منصبى از مناصب بوده و به عقيده من اين كلمه همان چهو يا چو مىباشد كه مورد نظر ژنرال كانينگهام بوده . وى مىنويسد ( ص 260 ) : « در ميان مسلمانان لاداخ . . . رؤساى جزئى هستند كه به طور ثابت ، چهو خوانده مىشوند » ؛ اما ( ص 277 ) وى چوپون را به عنوان معادلى براى منصبى پايينتر - « اونباشى » يا گروهبان - به كار برده است . موركرافت نيز ( 2 ، صص 30 ، 29 و غيره ) از منصب فروتر ديگرى با عنوان چوچو سخن گفته است . من اين كلمه را در زمره مناصب جديد لاداخ ، در كاربرد محلى نمىيابم اما ممكن است در بالتيستان مستعمل باشد . بهرام چنان كه از نام او برمىآيد شخصى مسلمان بوده و در عبارات بعدى خواهيم ديد كه ميرزا حيدر هنگام اشاره به رؤساى مسلمان ، همواره از كلمه چو استفاده كرده است .
( 840 ) . قلاوز : به فتح اول و ضم رابع ، بلد لشكر ، راهنماى لشكر . ( م )
( 841 ) . تلفظ صحيح ، شگار است اما در صفحه 410 اشگار نوشته شده .
( 842 ) . [ ظاهرا منظور مؤلف اين است كه قلاع و درههاى محكم تسخير نشد ، اما در ترجمه انگليسى گفته شده كه « حتى قلاع و درهاى محكم لگدكوب اسبهاى سپاهيان خان شد و چنين توضيح داده : ( م ) ] چون متون فارسى معنى روشنى براى اين عبارت نداشتند ، ترجمه از روى متن تركى انجام گرفت . به نظر من در عبارت مذكور به شيوه دفاعى تبتىها اشاره دارد كه در ميان درههاى تنگ با ايجاد ديوارهايى كه سرتاسر از سنگهاى سست است ، سنگربندى مىكنند . هنوز بقايايى از اين نوع سنگرهاى دفاعى را مىتوان در بخشهاى متعددى از لاداخ پيدا كرد . مثلا دو تا از آنها در ياركند موجود بوده است كه در اصل به منظور جلوگيرى از مغولها ساخته شده است .
( 843 ) . سورهء فاطر : آيه 44 .
( 844 ) . يسال به فتح اول : جناح لشكر ، جايگاه لشكر ، سان و رژه نظامى . ( م )
( 845 ) . ماريول در اينجا با نوبره متفاوت است و ظاهرا نماينده ناحيه پايتخت - در آن هنگام احتمالا شه نزديك له - بوده است . ( ر . ك : ص 777 ، پىنوشت شماره 806 ؛ همچنين به سطر آخر صفحه 642 كه در آنجا ظاهرا به جاى پايتخت به كار رفته و نه به جاى لاداخ .
( 846 ) . در خصوص تاشيكون ر . ك : ص 780 ، پىنوشت شماره 832 .
( 847 ) . عقرب - آبان ماه .
( 848 ) . 939 ( م ) .
( 849 ) . رودخانه سند ( در نقشه ما ) [ در نسخه چاپ هند ، نقشه موجود نيست . ( م ) ] در جايى كه از عقبه زوجى به سوى جهلم سرازير مىگردد ، لار خوانده مىشود . گردنه باريك و صعب العبور كه بلافاصله در پايين به عنوان موضع دفاعى كشميريان مذكور گرديده ، به احتمال زياد گردنه هنگ يا هنگ ساتو ، واقع در ميان دهكدههاى گنگانگير و سونامارگ - يا واقع در حدود بيست مايلى دامنه سفلاى غربى عقبه زوجى - بوده است .
تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 782
مساهمون: ميرزا محمد حيدر دوغلات
ص٧٨٢