( وقتى دو لقب را با هم جمع مىكنيم احتمالا تونگ رامپا و كاهچو منظور نظر خواهد بود و اين احتمال را تقويت خواهد كرد كه مؤلف با لاماهاى عضو تاشى ايهنپو كه به عنوان تعليم يافته از مركز دانشگاههاى لهاسا از شهرت زيادى برخوردار بودند ، گفتگو داشته است ( 1 - مقايسه كنيد با فرهنگ تبتى
) tcid natebit (
اثر جائشكه ، ص 263 ، و 2 -
ahddub sednoigiler eid
، اثر كوپن
) neppok (
، 2 ، ص 253 ) . ودّل
) w . a . l (
» .
( 818 ) . دكتر ودّل مىنويسد : « ساكيا ، تو - با . توب - پا معادل تبتى ساكياى سانسكريت و به معنى تحت اللفظى « يگانه توانا » است . ( مقايسه كنيد با فرهنگ جائشكه ، ص 236 . ) ودّل » . [ ظاهرا همان ساكيامونى است كه شكامونى گفتهاند . ( م ) ]
( 819 ) . اين كلمه بد ترجمه نشده . پروفسور بندال
) lladneb (
به من گفت كه اين كلمه بايد جاناكاسياپا خوانده شود .
دكتر ودّل در اين مورد مىنويسد « كاسياپا آخرين بشر بود ، اين افسانهاى است كه بر ساكيامونى مقدم بوده و به ويژه در حال حاضر [ اواخر قرن نوزدهم . ( م ) ] مورد پرستش بونپا
) apnob (
پيروان سابق مذهب لامايى تبت است . مقايسه كنيد با مرجع فاهيان
) naih af (
در رابطه با پيروان تصوف كه در نواحى اطراف لاداخ رفت و آمد دارند . « ودّل »
( 820 ) . به عقيده پروفسور بندال ، افسانههاى مذكور احتمالا جاتاكا يا « داستانهاى تولد » هستند .
( 821 ) . ماه فرفين : به فتح اول ، به معنى ماه پروين ، زرنباد و جدوار . لغتنامه ( م ) .
( 822 ) . معمولا تاريخ مفروض براى نيرواناى ساكيامونى ، حدود نيمه سده پانزدهم قبل از ميلاد است ؛ بدين ترتيب تخمين ميرزا حيدر حدود هزار سال نيز جلوتر است . اما دكتر ودّل به من گفت كه در ميان لاماهاى تبت غالبا به ساكيامونى قدمتى 3000 ساله دادهاند . بنابراين ميرزا حيدر احتمالا براى اين بيان خود مرجعى داشته است .
( 823 ) . اكتبر 1533 .
( 824 ) . در رابطه با ابعاد واقعى قوتاس يا ، يك ، ر . ك : ص 748 ، پىنوشت شماره 387 .
( 825 ) . در اينجا ده سطر عبارت لفاظى در ارتباط با غزات يا جهاد ، ترجمه نشده است . [ توضيح مترجم انگليسى در مورد حذف عبارات « و در . . . اين مقدمه آنكه » ( م ) ] .
( 826 ) . 938 [ روئيه 1532 ] .
( 827 ) . عبارت به اين صورت است : شرق زمستانى ، و به گفته آقاى شاو « در مسير طلوع آفتاب زمستان » ترجمه شده چنان كه در ص 773 ، پىنوشت شماره 782 ديده مىشود .
( 828 ) . ر . ك : ص 776 ، پىنوشت شماره 804 و ص 778 ، پىنوشت شماره 814 .
( 829 ) . اين نام را مائوتدرا نيز مىتوان خواند . اما احتمالا هوندرا واقع در تلاقى رودهاى نوبره و شايوك
) koyahs (
منظور نظر بوده . در حال حاضر [ اواخر قرن نوزدهم ] دهكده عمده و مركز اصلى اين نواحى ، در دره نوبره واقع است و تاگار - نامى كه به بخشى از كلمه موتدار شباهت دارد - خوانده مىشود . در آن هنگام ، مركز اصلى عبارت بود از چاراسا كه در مقابل رودخانه قرار داشت .
( 830 ) . تورا : قسمتى از پرده كه تيراندازان از پشت آن تيراندازى مىكنند . لغتنامه ( م ) .
( 831 ) . سورهء بنى اسرائيل : آيه 81 .
( 832 ) . در اين دوره به راحتى نمىتوان شاهان يا فرمانروايان لاداخ را پىگيرى كرد . اولا تاريخ اين سرزمين تاكنون [ اواخر قرن نوزدهم ميلادى . ( م ) ] به صورت كامل درنيامده ؛ ثانيا تواريخ آن ( مگر يكى از يكى نامطمئنتر ) تا سال 1850 ثبت شده است . تا قبل از آن تاريخ ، دو فهرست از فرمانروايان - يكى متعلق به مرحوم اميل شلاگين تويت
) tiewtnigalhcs . v lime (
و ديگرى از آن دكتر كارل ماركس ، عضو هيأت موراوى در لاداخ - در دست هست . هر دو اينها از همان اثر تبتى - بطريقان لاداخ
) kadal sbarlayg (
اقتباس شده ، با وجود اين ، تا