معادل قطرههاى باران و ريگهاى بيابان دانست . ( م )
( 530 ) . عبارت مبهم است . در متن اصلى چنين آمده « به جاى كله كله بردند » . بديهى است كه نمىتوان آن را به صورت گله گله خواند . از آنجا كه در عبارت فوق از ميزان غارت چهارپايان سخن گفته ، احتمالا مىتوان گفت كه منظور اين است كه به جاى گله ، سركشته شدگان را با خود به كاشغر مىبردند . در اين صورت عبارت متن را بايد چنين خواند « به جاى گلّه ، كلّه بردند » ( م )
( 531 ) . يعنى منصور خان از خواهر ميرجبار بيردى متولد شده بود و در واقع خواهرزادهء وى بود . ( م )
( 532 ) . ترمز ، گاهى به صورت ترمذ نوشته مىشود . اين شهر در اوايل سدههاى ميانه ، به مركز علم و تجارت مشهور بود و در كرانه شمالى جيحون واقع است . اين شهر در تهاجم چنگيز خان ، ويران شد و در سده چهاردهم ، در حدود دو مايلى ساحل رودخانه ، بازسازى گرديد . در نيمه اول سده پانزدهم ابن بطوطه ، سياح مراكشى از اين شهر ديدن كرده و به توصيف آن پرداخته است و از آن به عنوان شهرى بزرگ با بازارهاى قشنگ ، باغهاى متعدد ياد مىكند كه رودخانهها از ميان آن مىگذرد .
در حال حاضر ، اين شهر تقريبا وجود خارجى ندارد . ر . ك : سفرنامه ابن بطوطه ، 3 ، ص 56 ؛ و يول در
suxo s'doow
، ص 70 .
( 533 ) . اشاره به قتل عم مؤلف به فرمان عبد الرشيد سلطان پسر و جانشين سلطان سعيد خان كه تاريخ ميرزا حيدر نيز به نام او تاريخ رشيدى شده . مؤلف علت صدور فرمان قتل را به صراحت نياورده و فقط به تلخى از آن ياد مىكند و به نوعى اين عمل را به باد انتقاد مىگيرد . شايد عبد الرشيد سلطان نسبت به دولت خود از وى بيمناك بوده است ، چه او نيز مانند پدر مؤلف مردى دسيسهگر بود و قبل از پيوستن به سلطان سعيد خان در خدمت جانى بيگ اوزبك به سر مىبرد و بلافاصله پس از كشته شدن شيبك خان در جنگ مرو ، او نيز به اوزبكها خيانت كرده ( م ) .
( 534 ) . بيت فوق در متن فارسى مبهم است ، لذا از متن تركى پيروى كردهام . - راس [ ترجمه بيت چنين است :
هيچكس از دنيا و اهل آن وفا نديده است * اى خوشا آنكس كه از تعلقات دنيوى آزاد است ( م ) ]
( 535 ) . در اينجا يك عبارت دو سطرى غير قابل ترجمه كه داراى جناس بود و نيز مقدارى شعر حذف گرديد . - راس [ توضيح مترجم انگليسى كه از عبارت بلكه . . . ديده برآر را حذف كرده است . ( م ) ]
( 536 ) و
( 537 ) . 910 تا 922 هجرى برابر با 1504 تا 1516 ميلادى .
( 538 ) . « شعبى كه از آن اقوام مغول اصلى كه در اركنهء قون بودند پديد آمدهاند و هر يك اسمى و لقبى مخصوص يافته و از آنجا بيرون آمدهاند : هويين . . . ارلات . . . » جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 27 ( م ) .
( 539 ) . ارباط ، اروات يا ارووات در جديدترين نقشهها در شمال شرق آقسو و غرب باى قرار گرفته . در شرق فرغانه در نزديكى اوش محلى به نام اروان وجود داشته ، ( شايد هنوز هم باشد . )
( 540 ) . 921 ( م ) .
( 541 ) . سورهء مريم : آيه 5 .
( 542 ) . همان سوره : آيه 7 .
( 543 ) . پنج سطر عبارت مسجع حذف گرديد . [ توضيح مترجم در حذف عباراتى از « و از تخم . . . » تا « بر سر آورده . » ( م ) ]
( 544 ) . شاه اسكندرفر - 921 .
( 545 ) . نخل ارم - 921 .
( 546 ) . لشكر اشكن - 921 .
( 547 ) . يعنى بدان اميد خواهرم را به عقد ازدواج تو درآوردم كه از او صاحب فرزندى شوى و من پدر او و پدر تو