بيت :
همى تا برآيد به تدبير كار * به پيكار دشمن تو مرد را ميار « 1 » 677
مردمى كه كوچانيده بودند ( 255 پ ) به كاشغر فرستادند و خان خود به مغولستان كه كوچ آنجا بود روان شد . كوچ در اوتلوق نام موضعى مشهور از مغولستان آنجا بود به كوچ ملحق شد . رشيد سلطان را در مغولستان گذاشته خان به كاشغر آمد و در كاشغر بار ديگر به ملازمت خواجه نورا - سلّمه اللّه و ابقاه - « 2 » مشرف شد و اين وقايع در نهصد و سى و يك « 3 » بود . « 4 »
رفتن خان در مغولستان بار آخر و مغول و مغولستانى را به كاشغر آوردن و موجبات چندى كه در آن ايام واقع شد
[ رشيد ] « 5 » سلطان در مغولستان ماند . زمستان در قوچقار قيشلاق كرده بود اما طاهر خان در اوزبكستان بود . در آنجا وقايعى دست داد كه ناچار به مغولستان آمد و نزديك قوچقار رسيد و قرغيز نصفى به وى درآمد ، وى نيز در جوار خود راه داد . از اين جهت رشيد سلطان از وى هراسان شده در عين زمستان از قوچقار فرار نموده به آتباشى رفت . چون اين خبر به مسامع علّيهء « 6 » خان رسيد در آخر همان زمستان متوجه آتباشى شد و در قاتليش 678 آتباشى به فرزند ملحق شد . مردم را تسلى داد .
و اوزبك بهار به طرف شرقى مغولستان كه خاص و كونكاس 679 باشد رفت . آنچه از قرغيز به رشيد سلطان مانده بودند ايشان را نيز داعيه بود كه به آن قرغيز كه به اوزبك ملحق شده بود پيوندند . خان بنده را همراه رشيد سلطان كرد ، رفته قرغيز را از يومغال « 7 » و قوچقار « 8 » كوچانيده به آتباشى آورده شد . خود خان به كاشغر رفت كه تمام مردم را به كوچ برآرد تا ملاحظه فرمايند كه ميان ايشان و اوزبك مهم به كجا قرار مىگيرد و مرا در مغولستان گذاشتهاند كه مردم را استقرارى و نظامى داده آيد . تا آمدن خان بنده به رشيد
هامش
( 1 ) . نگ : - بيت همى . . . ميار .
( 2 ) . نگ : - سلّمه اللّه و ابقاه .
( 3 ) . نگ : + [ 5 - 1524 ] .
( 4 ) . نگ : + فصل هفتاد و ششم .
( 5 ) . نب : - رشيد .
( 6 ) . نگ : - عليّه .
( 7 ) . نگ : بومغال .
( 8 ) . نب : كوچقار .