از كاشغر به رفتار وسط 565 دو ماهه راه است تا ايلچيان در ميان تردد نمودند و خصوصيت و جاى ملاقات را تعيين كردند يك سال گذشته بود . در محرم سنه اثنا و عشرين و تسعمايه بود ، خان متوجه آقسو شد .
نظم :
چو بحر عنايت درآمد به جوش * سپه جام انعام كردند نوش
سران را همه خلعت خاص داد * به بخشش دل همگنان كرد شاد « 1 »
به كثرت و عظمت تمام متوجه شده به كاشغر رسيدند . بنده از اسب افتاده بودم دست راستم از آرنج برآمده عظيم مجروح گشتم . چند روز از براى صحت من در كاشغر توقف واقع شد . چون شدت وجع روى در انحطاط آورد خان روان شد و من چند روز ديگر در كاشغر ماندم . چون دستم بهتر شد متعاقب در جاى توبه ، به خان رسيدم .
همچنين منزل به منزل تا اوچ رفتند .
نظم :
به هر منزل كه مشك افشان كنى راه * منور باد چون خورشيد و چون ماه
به هر جانب كه روى آرى به تقرير * ركابت باد چون صبح جهانگير « 2 »
چون به اوچ رسيدند ايمن خواجه سلطان در آن ايام در اوچ بود . هنوز آقسو آبادان نشده بود . چون فتح و ظفر استقبال و رسم تورغو و پيشكش « 3 » را ( 233 پ ) به تقديم رسانيد .
نظم :
دعايش بر زبان بندگى راند * هزاران مدح و افزون آفرين خواند
كه از بخت بلندت ياورى باد * بر اعدايت هميشه سرورى باد « 4 »
ايمن خواجه سلطان ، خان را در منزل خود چون سعادت طلب داشت . خان نيز چون دولت در آن خانه شرف نزول اجلال ارزانى داشت ، جشنهاى خسروانه و طوىهاى پادشاهانه كشيد بعد از آن ؛
هامش
( 1 ) . نگ : - نظم چو بحر . . . شاد .
( 2 ) . نگ : - به هر منزل . . . جهانگير .
( 3 ) . نگ : اوچ بود با وصول خان وى به استقبال آمد و پيشكش .
( 4 ) . نگ : - نظم دعايش بر . . . باد .