تمهيد در ذكر آنكه با وجود سوابق كدورات خان با منصور خان داعيه ملاقات و اطاعت كرد
در مبدأ فطرت حضرت خالق عزت - جلّت عظمته - هر ذاتى را كه به صفات حميده و اخلاق پسنديده تقدير فرموده باشد هر آيينه از وى جز نيكى نيايد . اگر همه با وى بد كرده باشند وى آن بدى را به جز نيكى مقابله نفرمايد . وى در اين امر مجبور بود نه مختار .
نظم :
باشد از اختيار قدرت دور * فاعل آن بود بر آن مجبور
همچو نرگس درخت ساج 516 ساج شجر ( 221 ر ) * كه بجنبد ز باد شام و سحر
و الّا قوت بشريت به تحمل آن وافى نيست و سخاوت 517 انسان بر آن كافى نى . « 1 »
مؤيد اين معنى شرح اين واقعه است كه مشروح مىگردد كه در صدر كتاب توضيح يافته و تقرير پذيرفته كه خان مع برادر ، 518 در مغولستان بود و قرغيز در ملازمت اين دو برادر مىبودند و اوقاتى فى الجمله مىگذشت . از لباس و متاع و اسب و خنجر بود . فى الجمله از قليل و كثير به هر حال به سلامتى سر و ايمنى جان خرسند بودند و اوقاتى به سر مىبردند . « 2 » منصور خان لشكر كشيده بر سر ايشان آمد . در چارون چاك 519 هر دو ملاقى گشتند . محاربه معظم و مقاتله محكم دست داد . آخر شكست بر اين دو برادر افتاد . به اين واسطه در مغولستان نتوانستند بود و مفرى ديگر در عالم مسدود گشته بود .
به ناچار متعاقب هم به ولايت فرغانه درآمدند . در دست سلاطين شاهى بيگ خان ، سلطان خليل سلطان كه برادر خان بود ، در درياى اخسى غريق رحمت شد و خان در بند افتاد . آخر الامر در صورت قلندرى به كابل رفت . اين جمله به تفصيل مذكور شده است .
اين همه وقايع و بلايا از منصور خان بر خان واقع شد : « 3 »
برادر با برادر درنسازد * ز هر دشمن كه باشد صعب باشد
اما چون خان را اساس دولت در آن استوار و كوه در ستوه از كثرت سوار « 4 » لشكرى
هامش
( 1 ) . نگ : - وى در اين امر . . . كافى نى .
( 2 ) . نگ : - از لباس و . . . مىبردند .
( 3 ) . نگ : + بيت .
( 4 ) . نگ : - كوه . . . سوار .