تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
و پسر خردتر ، بوستانگير ميرزا به مادر و برادر همراه نيامده از تبت به كشمير رفت ، از آنجا به هندوستان رفت . در آن ايام هنوز بابر پادشاه ، هندوستان نگرفته بود . از هندوستان گريخته به كابل رفت . پادشاه را هرچند بوستانگير پسر بنت عم 506 مىشد ، اما اعمال پدرش مانع تفقد پادشاهانه آمد . لاجرم آنجا نتوانست بود ، با بدخشان پيش ميرزا خان ( 218 پ ) رفت كه خال وى بود . ميرزا خان قهر خانيت را به عدوات ميرزا ابابكر مقابله فرمود . از آنجا نيز گريخته به اوزبك شيبان رفت . سيونجك خان او را به اعزاز و اكرام تلقى نمود كه آدمى زاده است رعايت وى بر ذمه ارباب مروت لازم . الى يومنا در اندجان و تاشكند است ، اعزاز و اكرام تمام دارد . در ميان اوزبك به اطوار پسنديده معروف است . « 1 »

در ذكر اوضاع خان بعد از فتح كاشغر

چون خاطر دريا مقاطر « 2 » از همه ابواب امور ملك و دولت فارغ شد ، دلى را كه مهبط الهام دولت 507 بود « 3 » بر ايثار انعام برگماشت و دست دريا نوال را به اعطاى مالاكلام برافراشت ، بيت :
گر دل بحر و دست كان باشد * دل و دست خدايگان باشد « 4 »
خصوصا بر جماعت كه در ايام مكاوحت و مقاتلت در شجاعت و صرامت ، بين الاقران ممتاز شده بودند كه تفصيل اسامى ايشان سابقا فى الجمله مفصل شده است .
ز اسب و سلاح و ز درع و سپر * قباهاى اطلس كمرهاى زر
همى كرد انعامِ اهل مصاف * به انعام ايشان ممالك مضاف
چو سلطان به لشكر همى زر دهد * به روز وغا لشكرى سر نهد « 5 »
چنان كه از سحاب انعام بر سپاهى و لشكر چون اقطار امطار فزون از حساب و شمار
هامش
( 1 ) . نگ : + فصل پنجاه و يكم . ( 2 ) . نگ : - دريا مقاطر . ( 3 ) . نگ : - دلى . . . بود . ( 4 ) . نگ : - و دست دريا . . . باشد . ( 5 ) . نگ : - ز اسب و سلاح . . . نهد .