شاهى بيگ خان نام برآورده بود كه پادشاه 407 از عبيد اللّه خان در كول ملك شكست يافته از سمرقند برآمد ، اين قلى بيگ سه هزار كس را سركرده به خان آمده بود . مرد حسابى بود . ديگر اسحاق بهادر ، به شجاعت مشهور و به كنكاش دانى معروف . ديگر ياركه بهادر و پوتاجى و قراوچونقال 408 و شعبان و بلتاكار « 1 » 409 توقته قلى و اوزون سقال توقته قلى و يادانغير . « 2 » اين جمع همه سرداران قوم ياريك « 3 » بودند مردم حسابى ، كارديده بودند . ديگر تومان بهادر سرخيل قالوچى ، از سران معتبر آن زمان بود كه بعضى از حالات او در اواخر وقايع خان مشروح گردد . ديگر ملك على بود سردار قوم قارلوق ، مرد شجاع بود . ديگر قولكه بود سرخيل مكريت . ديگر عمر شيخ بود كلانتر مردم شولقارچى .
اين جمع همه خيلدار و به جمعيت بودند . جمع ديگر بودند كه جماعتى نداشتند بلكه يكّه بودند اما در بسيارى از معارك در جلادت و شجاعت ، بين الاقران ممتاز گشته بودند و نام بهادرى بر ايشان اطلاق رفته بود . كارها كرده بودند و در آن جنگها كارها كردند كه مذكور گردد و تفصيل اسامى بعضى از ايشان اين است : ميده كه ، « 4 » عبد الواحد ، « 5 » خداى قلى « 6 » شقاول ، يوسف بكاول ، محمد على تومان ، كبشكشوى « 7 » ديوانه ، قرادانه قلى ، شيخ نظر يساول ، ياركه يساول ، حق نظر ديوانه ، على قورچى ، شاه ميرك قلندر ، بابا قولاغان ، تنگير بردى ، باىتيشه ، حقنظر قوغوجى ، باك « 8 » مير آخور ، برمزيد منكيش ، سوقار قالوچى ، سوقار اوچسى « 9 » ، ( 202 ر ) برين « 10 » آزوق ميرزا و غيرهم . آنچه در آن زمان انگشتنما بودند و هر كدام رستم را زال پنداشتندى و اسفنديار روئينتن را جماد انگاشتندى . نام « 11 » بعضى از ايشان ذكر يافته است . زياده از اين اگر ذكر يافتى مطول مىشد . به اصل حكايت نيز چندان دخلى نداشت . « 12 »
هامش
( 1 ) . نگ : سلتاكار .
( 2 ) . نگ : - يادانغير .
( 3 ) . نگ : همه سرداران يك قوم .
( 4 ) . نگ : + بهادر .
( 5 ) . نگ : + بهادر .
( 6 ) . نگ : + بهادر .
( 7 ) . نگ : گيشكوى .
( 8 ) . نگ : پاك يا جباك .
( 9 ) . نگ : اوخسى .
( 10 ) . نگ : بابرين .
( 11 ) . نگ : و هر كدامى پهلوانانى نظير رستم زال و افراسياب روئين بودند نام .
( 12 ) . نگ : + فصل چهل و چهارم .