جبار « 1 » بيردى كه « 2 » [ دوغلات ] « 3 » بود كه ذكر او سابقا گذشته است پرسيد . وى شهادت بر تقدم دوختوى داد و بعد از آن تقدم امير دايم على بر برلاس مقرر شد .
به تحقيق در خاطر نمانده است ، ظن بنده آن است كه زياده از دويست كس در آن نسخه انتساخ يافته باشد .
ديگر طبقه برلاس بود ، سردار ايشان على ميرك ميرزا [ خال ] « 4 » عمّم بود و او را پسران و برادران بودند ، يك پسرش كه محمدى است كه مذكور خواهد شد . چند كس از امرا و معتبران مغول بودند كه مسن بودند در آن زمان از ايشان در الوس مغول اسن نبود همه ابواب توره و توزوك را ازيشان مىپرسيدند و در مصلحتها و كنكاشها تصويب و تدبير ايشان ، عمده مىدانستند . يكى از آن پيران اين علىميركميرزا بود . ديگر كاكابيگ و قراباشميرزا و سيدعلىعقا و اللّهقلى كوكلداش و عبدالعزيزميرزا . از اين جمع ، پير همين علىميركميرزا بود . مثل ساير پيران از ضعف شيب ، تمام قواى ظاهر و باطن او متخلل شده بود . مگر قوت شجاعت او كه برقرار بود . با وجود برادران و پسران ، متصدى امارت و مرتكب مقاتلت ، خود مىشده ، در آن نسخ عدد نوكر او قريب به ميردايم على بود . ديگر حاجى ميرزا بود به شجاعت معروف . نوكرش از صد متجاوز بود .
ديگر طبقه بارقى 405 بود . اول و اسنّ ايشان ميركاكا بود ، اما از جهت كبر سن قواى او به شدايد مكاوحت و مقاومت وفا نمىنمود [ لذا ] « 5 » مهم [ مقاتلت ] « 6 » را [ به ] « 7 » پسر [ ش ] « 8 » قنبر « 9 » گذاشته بود و مهم كنكاش و بيان قواعد را پيشگروه گشته . « 10 » و از اين طبقه بارقى چند معتبر نيك از قندوز به خان همراه به اندجان ( 200 پ ) آمده بودند و مصاف و جنگها كه در اندجان واقع شد در شمشير كشته گشتند . چون از اينها كس نماند اين امير قنبر قرار يافته بود و برادران او مقصود و حافظ و تولك در ملازمت نزديك خان بودند .
مير قنبر را جمعيت از حاجى ميرزا بيشتر بود . عدد آن بالجزم به خاطر نمانده است .
هامش
( 1 ) . نب : + كه .
( 2 ) . نب : - كه .
( 3 ) . نب : - دوغلات .
( 4 ) . نب : - خال .
( 5 ) . نب : - لذا .
( 6 ) . نب : - مقاتلت .
( 7 ) . نب : - به .
( 8 ) . نب : - ش .
( 9 ) . نگ : مهم خود را به قنبر .
( 10 ) . نگ : - و مهم كنكاش . . . گشته .