در حوالى آن كوهها شكار مىكردند ، ايشان را ديدند روى بديشان نهادند . از جانب ديگر مغول در رسيد و چون درّه درشت بود از « 1 » مسلك آن رنج حاصل مىآمده است . با شكاريان قرار دادند كه آن جماعت كوچلك و اتباع اواند كه از ما جستهاند ، چون كوچلك را گيرند و به دست ما دهند ديگر ما را با ايشان كارى نيست . آن جماعت نيز گرد او و خيلان او درآمدند ، او را دستگير كرده به مغولان دادند تا سر او جدا كرده با خود ببردند و مردم بدخشان غنايم بىاندازه از جواهر و نقود يافتند و بازگشتند .
پوشيده نماند كه هر كس كه دين احمدى و شرع محمدى را تعرض رسانيد ، هرگز فيروز نگشت و آن كس كه ترتيب آن كرد ، اگر چه مقلد آن نيست « 2 » هر روز كار او در مزيد رفعت است و نمو مرتبت . « 3 »
بيت :
چراغى را كه ايزد برفروزد * هر آن كس پف كند ريشش بسوزد « 4 »
ذكر شهادت امام علاء الدين محمد ختنى به دست كوچلك به نقل از تاريخ جهانگشاى « 5 »
چون كوچلك ، كاشغر و ختن را مستخلص كرد و از شرع عيسوى با شعار بتپرستى انتقال كرده بود اهالى آن را « 6 » تكليف كرد تا از كيش مطهر حنفى با كيش نجس گبرى آيند « 7 » و از انوار هدى با وحشت كفر و تيرگى و از مطاوعت سلطان رحيم به متابعت شيطان رجيم گرايند . 352 چون آن باب دست نداد پاى سخت كرد تا به اضطرار به زىّ ختا متلبّس و به كلاه ايشان متقلنس ( 191 ر ) گشتند و بانگ نماز و اقامت مرتفع و صلوات و تكبيرات منقطع شد . « 8 »
ابعد وضوح الحقّ يرجون فسخه * و للحقّ عقد مبرم ليس يفسخ
هامش
( 1 ) . نب : چون در دشت از .
( 2 ) . نگ : - اگر چه مقلد نيست .
( 3 ) . نگ : + فصل چهل و دوم .
( 4 ) . نگ : - بيت . . . بسوزد .
( 5 ) . نگ : - به نقل از تاريخ جهانگشاى .
( 6 ) . نب : كرده بود تا كى آن را .
( 7 ) . نگ : - اهالى آن را . . . آيند .
( 8 ) . نب : بانگ نماز و كار صلوة مرتفع و منقطع شد .