نمىدانند ، خان را از جهت استخفاف « 1 » امراء بزرگ كه از خان كلان مانده بودند ، شكستهاى بزرگ روى نمود . از ركاكت راى اراذلى « 2 » كه صاحب راى خان بودند ، جمع دوستان « 3 » قديمى مغلوب ( 95 پ ) و دشمنان قديمى كه خود را دوست جديدى نام مىنهادند غالب گشتند . به آن مثابه « 4 » كه از دفع آن ، بلكه از « 5 » نگهداشت ملك « 6 » خود عاجز ماندند . چون به مسامع علّيه الاچه خان رسيد ، با آنكه در حدود و حواشى مغولستان كه در حيّز تصرف او بود ، اهل فتنه و فساد بودند ، آنچه « 7 » توانست تدارك ايشان نمود . به جاى خود ، بزرگترين پسران او كه منصور خان بود ، نصب فرموده متوجه ملازمت برادر بزرگوار شد . در سنه سبع و تسعمايه « 8 » 17 ، مهر سپهر خلافت و بدر منير جلالت ، در برج شرف قران سعدين كردند . از آن گره دل خاكى مخالفان در اهتزاز افتاد . قبل از تشريف آوردن خان خرد « 9 » ، به يك و نيم سال « 10 » والده اين كمينه از دار الفرار به « 11 » دار القرار رحلت نمود و ايشان را شش فرزند بود . دو از ايشان در ايام رضاع درگذشته بودند . چهار فرزند بعد از ايشان ماند . احوال هر كدامى على حده خواهد آمد .
يكى از نوادر واقعات كمينه ، اين است كه در اواسط ايام رضاع بواسير قوى طارى شده است ، چنان كه اطبّا از معالجه دست اميد كشيدند . والدين را قبل از اين كمينه چار فرزند عاجزه « 12 » شده بوده است . بسى نيازمندىها به مزارات و اعزه آن عصر نموده از حضرت واهب بىمنّت ، جلّت عظمته ، پسرى مسئلت مىنمودهاند . بعد از خواهش و آرزومندى « 13 » بسيار ، اين كمينه در وجود آمده ، از اين جهت تعلق خاطر والدين از حد متجاوز بوده . چون شدت مرض از حد گذشته ، به هر جا كه اميدى مىداشتهاند ، التجا بردهاند تا آنكه التماس تشريف قدوم حضرت مولانا مخدومنا « 14 » ، سيدنا « 15 » مولانا محمد
هامش
( 1 ) . نت : استحقاق .
( 2 ) . نب : ارازل / نت : ازازل .
( 3 ) . نت : قيمت نمىدانند خان امراى بزرگ را كه از خان كلان مانده بودند بر كنار نمود و به جاى آنان افراد كوته فكر و فرومايه را قرار داد . بدين ترتيب جمع دوستان .
( 4 ) . نت : مشابهه .
( 5 ) . نت : در .
( 6 ) . نت : بلكه .
( 7 ) . نت : بودند به آن جمله .
( 8 ) . نت : + بود .
( 9 ) . نب ، نت : خورد / نگ : - مهر سپهر خلافت . . . خرد .
( 10 ) . نگ : + قبل از ملاقات دوخان .
( 11 ) . نت : - دار الفرار به .
( 12 ) . نت : عاجز .
( 13 ) . نت : مىنمودهاند نقد از خوانيش آرزومندى .
( 14 ) . نب : مخدومناه .
( 15 ) . نگ : - حضرت مولانا مخدومنا سيدنا .