( 184 ) . فرمانرواى اردوى سفيد قپچاق و از اولاد جوجى خان .
( 185 ) . نسخه نت حدود شش صفحه افتادگى دارد . ( م )
( 186 ) . سورهء البقرة : آيه 249 .
( 187 ) . سورهء النبأ : آيه 9 .
( 188 ) . در ترجمه انگليسى از اينجا تا « كه شد همچو گل در جوانى به باد » همه را به صورت شعر ترجمه كرده است .
( م )
( 189 ) . در اين قسمت ، ترجمه انگليسى ، نظم و نثر را با هم آميخته است . ( م )
( 190 ) . فرزندان ما جگرگوشههاى ما هستند . ( م )
( 191 ) . سورهء البقرة : آيات 6 - 155 .
( 192 ) . يا بقعه . - راس .
( 193 ) . عموى امير تيمور .
( 194 ) . 777 .
( 195 ) . چنانچه در عنوان بعدى خواهيم ديد ، ظاهرا اين تهاجم نمىتواند پنجمين لشكركشى به مغولستان محسوب گردد . همچنين از بيانات ميرزا حيدر در يكى از عبارات بعدى ، چنين برمىآيد كه لشكركشىهاى تيمور عليه مغولان ، كلا پنج نوبت بوده است ، در حالى كه پتى دلاكروا تعداد آن را شش نوبت به حساب آورده است .
( 196 ) . ميل : هر يك از ستونهايى كه براى تعيين مسافتى در اصل 1000 گام در جادهها نصب مىكردند . ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) .
( 197 ) . احتمالا اين برج در محلى قرار داشته كه در برخى از نقشههاى تركستان با عنوان « خرابههاى آقسومب » مشخص گرديده . ظاهرا محل استقرار آن در قلّه كوهى كه امروزه قراتاغ ناميده مىشود واقع بوده و بر جلگههاى قپچاق از فاصلهاى دور اشراف داشته است . دكتر بللو اين برج را « ستونى ساخته شده از آجر قرمز در كوه قرهچاق » توصيف كرده است .
) troper noissim dnakray )
( گزارشى از مأموريت ياركند ) ، ص 125 ) .
( 198 ) . نسخه نت تا اينجا افتادگى داشت ( م ) .
( 199 ) . الجه [ اج ] ( اسم تركى ) نام نوعى قماش است . جامه راه راه ، رنگارنگ ، مخفف الاجهء تركى .
الچه : پارچه پشمى الوان ( لغتنامه ) ( م ) .
( 200 ) . قوچكار يا قوشكار ، يكى از سرچشمههاى چو به جانب جنوب غربى ايسيغ گول است ( ر . ك : به نقشه ) .
( 201 ) . توقتمش برادرزاده ارس خان و بعدها خان اردوى سفيد شد ( ر . ك : ص 210 ، پىنوشت شمارهء 184 ) .
( 202 ) . در نسخه نب به صورت بلغار آمده كه صحيح نيست . در ظفرنامههاى چاپى موجود نيز به شكل « ايناغو » آمده است . ( م )
( 203 ) . جمله مذكور را مىتوان اينچنين نيز خواند « از راه ايناغو به يك طرف بازگشت . » دكتر بللو به جاى ايناغو ، جمغال خوانده است و احتمالا اين صحيح است يا تقريبا مىتواند چنين باشد ، زيرا يكى ديگر از سرچشمههاى چو ، در مجاورت بلافصل قوچكار ، جمقان يا جمقال خوانده مىشود . من چيزى را براى پاسخگويى به ايناغو پيدا نمىكنم .
( 204 ) . برخى جزئيات در توصيف علائم ناخوشايند بيمارى ، حذف شده است .
( 205 ) . در متن اصلى نامبارك و در نسخه نت ، باساك آمده كه ظاهرا در املاء آنها اشتباهى رخ داده و از روى ترجمه انگليسى كلمه « امساك » آورده شد . ( م )