كه در ملازمت وى بودند همراه كرده به اندجان فرستاد . چون سلطان سعيد خان به اندجان آمد ، عمّم سيد محمّد ميرزا به « 1 » استقبال مبادرت نمود ، ولايت متصرفه با تمام تسليم نمود . خان عمّم را ترحيب تمام نمود « 2 » و بر قاعده قديم مغول ، الوس « 3 » بيگى 392 كه منصب « 4 » موروثى او بود ، به وى تفويض فرمود .
در خلال اين حال ميرزا ابابكر متوجه اندجان شده ، « 5 » لشكرى از كاشغر آراسته كرده و طمع در ملك فرغانه بسته رسيد . خان با هزار و پانصد كس به استقبال بيرون آمد . در توت لوغ 393 نام موضعى در دو فرسخى اندجان صفين به هم ملاقى گشتند ؛ لشكرى بيست هزار با هزار و پانصد كس بعون الهى غالب « 6 » آمد ، كشش و كوشش بسيار واقع شد .
از اين فتح در دلهاى سلاطين اطراف سياست سلطان سعيد خان متمكن گشت و در حدود فرغانه از سلاطين « 7 » اوزبك در سمرقند و تاشكند جمعيت كردند . متعاقب اين حال بابر پادشاه در حصار شادمان با « 8 » سلاطين آن « 9 » حدود « 10 » جنگ كرد و فتح يافت . به همان شكستن تمام اوزبك را از ماوراء النهر بدر كرد و در تخت سمرقند جلوس نمود . در رجب سنه سبع عشر و تسعمايه 394 خان در اندجان متمكن ماند . چون اول بهار همين [ سال ] « 11 » بار دگر اوزبك ( 79 ر ) به تاشكند آمدند و عبيد اللّه خان به طرف بخارا رفت ، بابر پادشاه در مقابله عبيد اللّه خان رفت و در حدود بخارا اتفاق جنگ شده ، عبيد اللّه خان ظفر يافت .
بابر پادشاه شكسته « 12 » به سمرقند آمد و از آنجا كوچ « 13 » و بينه را گرفته به حصار گريخت . باز اوزبك استيلا يافت ، خان در اندجان مىبود . بابر پادشاه التجا به شاه اسماعيل برد ، وى مير نجم نامى از امراى خود با شصت هزار لشكر كومك فرستاد و پادشاه به ايشان ملحق شده متوجه سمرقند شد . خان از اطراف اندجان متعرض اوزبك شده بر سمرقند روان شده در اطراف تاشكند در مقابله خان سيونج خواجه خان بود .
هامش
( 1 ) . نت : - به .
( 2 ) . نت : نموده .
( 3 ) . نت : الوغ .
( 4 ) . نب : مناصب / نت : مناسب .
( 5 ) . نت : + بودند .
( 6 ) . نت : غالبه .
( 7 ) . نت : + اطراف .
( 8 ) . نت : به .
( 9 ) . نت : - آن .
( 10 ) . نت : بحدود .
( 11 ) . نب ، نت : - سال .
( 12 ) . نت : شكست .
( 13 ) . نت : + كرده .