در اين مدت بيست سال منصور خان چند « 1 » مرتبه به غزات خطاى رفت ، تمام منصور 378 و مظفر « 2 » بازگشت . در آن « 3 » غزوات ميرجبار بيردى شهادت يافت و بندگى خواجه تاج الدين محمد نيز در آن غزوات شهيد شد . اين خواجه تاج الدين از خواجههاى كوسن است كه ايشان از نسل مولانا ارشد الديناند . اسلام مغول به دست مولانا ارشد الدين واقع شده بوده است . شرح اين را در پيش شرح داده است و خواجه تاج الدين پيش مولانا على عران « 4 » طوسى - عليه الرحمة - تحصيل كرده و به ملازمت حضرت قطب الاقطاب ، خواجه ناصر الدين عبيد اللّه بسيار رسيده « 5 » و به نظر عاطف ايشان بهرهمند شده بوده است .
بنده از زبان خواجه تاج الدين استماع دارم كه فرمودند كه روزى در ملازمت حضرت ايشان نشسته بود ، فرمودند كه از لقمه مشتبه پرهيز مىبايد كرد . در حضار مجلس نگاه كردم ، همه از اهل تقوى بودند ، غير من كسى ديگر نبود كه بىپرهيز بوده باشد . از آن « 6 » تاريخ بنده نذر كردهام كه طعامى كه مرا در آن يقين به حليت « 7 » او نباشد نخورم . مرا معذور مىفرماييد كه در خوان شمايان طعام نمىتوانم خورد . مقصود كه خواجه تاج الدين مرد متقى و پرهيزگار بوده مدت پنجاه سال در ملازمت سلطان احمد خان و منصور خان مىبود ، بلكه اين خانان همه در صورت ارادت پيش مىآمدند . در اين مدت از هيچ كس ، چه از خانان و سلطانان و چه از امرا و سپاهى و چه از رعيت و تجار ، خواه نذر « 8 » و خواه هديه ، هيچ قبول نكرده است ( 76 ر ) و نگرفته است . خواجه تاج الدين تجارت كرده « 9 » و زراعت و از اين ممر حق سبحانه و تعالى او را بركتى داده كه اموال بسيار جمع شده است . به خانان و امرا هر ساله چه مقدار انسانيت نمىكرده « 10 » و فقرا و مساكين ، بلكه رعايا و دهاقين و تجار و كسبه همه از وى مستفيد مىبود . از اين جهت هيچ كس با وى انكار نداشت و جميع امور ملك ، پيش وى به فيصل مىرسيد . الحق مردى بزرگ و با مروت و سخاوت و صاحب همت بود .
هامش
( 1 ) . نت : - چند .
( 2 ) . نگ : - و مظفر / نت : ظفر .
( 3 ) . نت : - آن .
( 4 ) . نگ : غرّان .
( 5 ) . نت : رسيد .
( 6 ) . نت : ديگر نبود كه بىميز پى بايد كرد در حضار مجلس نگاه كردم از آن .
( 7 ) . نت : حلت .
( 8 ) . نت : - خواه نذر .
( 9 ) . نت : - كرده .
( 10 ) . نت : مىكرده .