اين صلح و جلوس خانان در « 1 » تاشكند در سنه تسعين و ثمانمايه 351 بوده است .
حضرت ايشان چند گاه در تاشكند باشيدهاند و به سمرقند مراجعت نمودهاند « 2 » ( 68 پ ) و دأب پادشاهان آن روزگار چنين بوده است كه هر كس به يكى از مريدان حضرت ايشان التجا مىبرده « 3 » و در عرايض مهمات و التماس گوشهء خاطر ايشان او را واسطه مىساختهاند ، سلطان محمود « 4 » خان ، حضرت مولانا قاضى را به حضرت ايشان واسطه ساخته « 5 » بوده است و التجا به مولانا داشته است و در اين باب از حضرت مولانا حكايات « 6 » استماع دارم ، در محلش « 7 » خواهد آمد . ان شاء الله تعالى . « 8 »
ذكر اختتام كار يونس خان
چون خان در تاشكند متمكن شد ، براى پسر خود سلطان محمود خان ، دختر سلطان احمد ميرزا ، قراگزلوبيگم را خواستگارى نمود و آمدن « 9 » قراگوزبيگم بعد از اين به شرح خواهد آمد . اما سلطان يونس خان را در خلال اين حال افليج واقع شده قريب دو سال صاحب فراش بود ، به همان زحمت از عالم رفت . سن مباركش هفتاد و چهار سال بود .
هيچكس در خواقين جغتاى نژاد را اين قدر سن نبوده ، بلكه اكثر ايشان به چهل نرسيدهاند . ولادت خان در سنه ثمانه و عشر و « 10 » ثمانمايه 352 بوده است . وفات او در سنه اثنى و تسعين و ثمانمايه 353 بوده است . در جوار مزار پر انوار شيخ خاوند طهور « 11 » در تاشكند دفن كردهاند و عمارات عاليه ساختند « 12 » كه آن امروز معلوم و مشهور است .
در اثناى مرض ، خان « 13 » شنود كه محمد حيدر ميرزا از طرف بدخشان به سمرقند آمده ، خان كس فرستاده « 14 » محمد حيدر ميرزا را طلب داشت . محمد حيدر ميرزا از سمرقند پيش خان آمد . در ايام مرض به خان ملازمت مىكرد . محمد حيدر ميرزا از جراحى وقوف تمام داشت . فى الجمله از مجربات طب نيز وقوف داشت . در آن ايام مرض يك ساعت
هامش
( 1 ) . نت : - در .
( 2 ) . نت : نمودند .
( 3 ) . نت : برده .
( 4 ) . نت : محمد .
( 5 ) . نت : - ساخته .
( 6 ) . نب : حكايت .
( 7 ) . نت : مجلس .
( 8 ) . نگ : + فصل شصتم .
( 9 ) . نت : - قراگزلو بيگم را . . . آمدن .
( 10 ) . نب : - و .
( 11 ) . نت : ظهور / نت : + خداوند پاكى .
( 12 ) . نت : ساختهاند .
( 13 ) . نت : + و .
( 14 ) . نت : + و .