ولايت را از قبل من حكومت كن . خان به مغولستان رفت و « 1 » محمد حيدر ميرزا در اوش ماند ، محمد حيدر ميرزا پسر خود محمد حسين ميرزا را « 2 » از خان به التماس طلبيده به خود نگاه داشت . « 3 »
رفتن محمد « 4 » حيدر ميرزا به كاشغر پيش ميرزا « 5 » ابابكر و « 6 » دربند « 7 » كردن ميرزا ابابكر ، محمد حيدر ميرزا را
چون سلطان يونس خان به مغولستان برآمد ، عمر شيخ ميرزا اوش را داروغه فرستاد و محمد حيدر ميرزا را عذر گفت . محمد حيدر ميرزا و مردم او را قوت مغولستان برآمدن نبود و ايستادن نيز متغدر شد . فرزندان خود محمد حسين ميرزا و سيد محمد ميرزا را به عمر شيخ ميرزا سپرد و خود متوجه كاشغر شده به خاطر رسانيد كه ميرزا ابابكر برادر « 8 » زاده و فرزند است ، پيش او روم شايد به صلح مرا جايى دهد . بدين خيال دور ، نزديك ميرزا ابابكر رفت . ميرزا ابابكر بالفور دربند كشيد . مدت يك سال دربند ماند .
بعد از يك سال به طرف بدخشان « 9 » فرستاد . « 10 » محمد حيدر ميرزا با بدخشان رفت . « 11 » بدخشان در آن زمان به دست ميرزا سلطان محمود ابن « 12 » ميرزا سلطان ابو سعيد بود .
عبد القدوس كه داماد محمد حيدر ميرزا بود كه سابقا مذكور شده در پيش « 13 » سلطان محمود بود . يك چندى آنجا بر سبيل مهمانى بود ، ديگر به سمرقند آمده به ملازمت حضرت قطب دايره ارشاد مقرب حضرت اللّه خواجه ناصر الدين عبد اللّه ( 67 ر ) - قدّس سرّه - مشرف شد و به ميرزا سلطان احمد ملاقات كرده و ميرزا سلطان احمد در مقام رعايت شد « 14 » و مقرر چنان كرد كه در سالى در دو عيد پيش ميرزا بيايد .
ميرزا سلطان احمد را سه برادر بود ؛ عثمان ميرزا ، سلطان ولد ميرزا ، « 15 » ملك « 16 »
هامش
( 1 ) . نت : + و .
( 2 ) . نت : - را .
( 3 ) . نگ : + فصل پنجاه و هشتم .
( 4 ) . نت : - محمد .
( 5 ) . نب : اميرزا .
( 6 ) . نت : - و .
( 7 ) . نگ : حمله محمد حيدر ميرزا به ابابكر در كاشغر و در بند .
( 8 ) . نت : + برادر .
( 9 ) . نت : + رفت .
( 10 ) . نت : + و .
( 11 ) . نت : + و .
( 12 ) . نت : - ميرزا سلطان محمود ابن .
( 13 ) . نت : + ميرزا .
( 14 ) . شده .
( 15 ) . نت : + و ميرزا .
( 16 ) . نگ : تلك .