محمد حيدر ميرزا در كاشغر مىبود « 1 » و اطاعت خان را به واجبى مىكرد ، خان نيز مهر خانيت را بر حال او مرعى مىداشت و به شفقت پدرانه او را مىنواخت . در مغولستان و « 2 » كاشغر ، رفاهيت تمام بود .
بعد از آمدن خان به ملازمت « 3 » ، كبك « 4 » سلطان اوغلان ابن دوست محمد خان كه به طرف طرفان گريخته بود ، ملازمان او « 5 » ، او را كشتند و سرش را پيش خان آوردند . خان به جهت برادر ، هرچند كه دشمن بود عزا داشت و كشندگان او را قصاص فرمود . ديگر از هيچ طرف به خان منازعى نماند « 6 » . به وقتى كه بروج اوغلان را كشت ، فرزند كلان مهر نگار خانيم را به « 7 » سلطان احمد ميرزا ابن سلطان ابو سعيد ميرزا فرستاد ، فرمود كه سلطان ابو سعيد ميرزا دشمنى را از ميان مغول و جغتاى به دوستى آورد . من اين دوستى را به خويشى مىآرم . مرا دخترى كه شود با پسران « 8 » ميرزا ابو سعيد مىدهم . مهر نگار خانيم در « 9 » حرم ميرزا سلطان احمد بود تا آخر حيات ميرزا سلطان احمد . شرح احوال خانيم در دفتر دويم ( 58 پ ) از اين تاريخ خواهد آمد .
چون خان به مغولستان بعد از قتل شيخ جمال خر « 10 » برآمد ، قتلق نگار خانيم را كه از مهر نگار خانيم خردتر بود در هشتصد و هشتاد به عمر شيخ ميرزا ابن سلطان ابو سعيد ميرزا داد و ميان خان و عمر شيخ ميرزا مصادقت به نوعى بود كه كم پدر فرزندى را آن نوع مصادقت دست دهد . عمر شيخ ميرزا « 11 » بارها به مغولستان مىرفت « 12 » ، يك ماه و دو ماه آنجا مىبود و گاهى خان را مىآورد به اندجان و خان يك ماه و دو ماه در خانه ميرزا عمر شيخ « 13 » مىبود . در آن ايام خان را ترغيب بسيار كرد « 14 » كه به سمرقند رود و پادشاهت سمرقند را از ميرزا سلطان احمد كه داماد كلان خان باشد گرفته به ميرزا عمر شيخ دهد .
اما خان راضى نمىبود « 15 » . چون اين خيال ميرزا عمر شيخ ، سلطان احمد مىشنود ، از پى
هامش
( 1 ) . نت : - مىبود .
( 2 ) . نت : - و .
( 3 ) . نگ : - به ملازمت .
( 4 ) . نب ، نت : كبيك .
( 5 ) . نت : - او .
( 6 ) . نت : نبود .
( 7 ) . نت : بر .
( 8 ) . نت : - احمد ميرزا ابن . . . با پسران .
( 9 ) . نت : از .
( 10 ) . نت : - خر .
( 11 ) . نت : - مصادقت . . . ميرزا .
( 12 ) . نت : رفت و .
( 13 ) . نت : عمر شيخ ميرزا .
( 14 ) . نت : - كرد .
( 15 ) . نت : نبود .