را لقمان سلطان . يكى جباى « 1 » سرخ ، ديگرى جباى « 2 » كبود . چون در آب درآمدند هر دو غرق شدند . « 3 » مير سيد على به يك دست جلاو خان را گرفته ، به دست ديگر دوبار دست « 4 » انداخت يكى از آن غريقان را بردارد به دست نيامد . خان مىفرموده است كه تا خيلى جاى ، دامنهاى « 5 » جباى « 6 » ايشان از دور سرخ و كبود مىنمود . بعد از آن به امير سيد على ، ويس « 7 » خان پنج جلدو 250 داده « 8 » از براى هر كارى ، يكى از آنكه به خان اسب داده و خود پياده مانده ؛ دويم آنكه قاليماق را گرفته ؛ ( 44 ر ) سيوم آنكه تا يك فرسخ 251 او را سپر ساخت ؛ چهارم آنكه خان را سوار و جباپوش از آب ايله 252 گذرانيده ؛ پنجم آنكه با وجودى « 9 » كه خان را گرفته ، دوبار دست « 10 » به آن غريق انداخته . خان مىفرموده است كه مرا جزم بوده « 11 » و در مير آن قوت را درمىيافتم كه اگر از آن دو برادرم يكى به دست مير افتاد او را نيز برداشته از آب مىگذرانيدند . براى اين پنج كار پنج ايماق « 12 » جلدو داده است :
يكى توركات ؛ دويم هيبت « 13 » شرانوت ؛ سيم اوزبك ايماقى كه در ختن است ؛ چهارم داروغه ايماقى ، آن نيز در ختن است ؛ پنجم كوكرفت « 14 » ايماقى ، آن نيز در ختن است . 253
سلطان ويس خان بار ديگر در گيروى « 15 » تورفان هم با ايسان « 16 » تايشى مصاف داد . باز شكست افتاد ، خان گرفتار شد . ايسان تايشى گفت ، اين بار رايگان رها نكنم ، فديه خواهر خود مختوم خانيم را بايد داد و ناچار شد « 17 » ، مختوم خانيم را دادند و خان خلاص شد . با آنكه در افواه اشتهار دارد كه خان با قاليماق شصت و يك بار جنگ كرده و يك بار ظفر يافته است ، ديگر همه « 18 » منهزم شده است ، العلم عند اللّه . از خدمت مولانا خواجه احمد به تكرار استماع دارم كه خان در غايت تقوى « 19 » بوده است ، چنان كه هر ساله به شكار
هامش
( 1 ) . نگ : زره .
( 2 ) . نگ : زره .
( 3 ) . نت : - درآمدند هر دو غرق شدند .
( 4 ) . نت : - دست .
( 5 ) . نت : دامنها .
( 6 ) . نگ : پوشش .
( 7 ) . نت : على رايس .
( 8 ) . نت : داد .
( 9 ) . نت : وجود .
( 10 ) . نت : گرفته باز دست .
( 11 ) . نت : بود .
( 12 ) . نت : ايمان .
( 13 ) . نت : سبت / نگ : - هيبت .
( 14 ) . نت : كوكوفت / نگ : كوكنيت .
( 15 ) . نگ : حومه .
( 16 ) . نت : ايشان .
( 17 ) . نت : - شد .
( 18 ) . نت : - همه .
( 19 ) . نگ : قدرت .