ذكر امير سيد على و حكاياتى كه به آن تعلق دارد
امير خدايداد در مغولستان در ملازمت خانان مىبود « 1 » ، چنان كه مذكور شده است كاشغر كه يورت اصلى امير خدايداد است از چنگيز خان به اقطاع به اجداد امير رسيده است و شرح آن در دفتر ثانى در ذكر اوضاع كاشغر مسطور است .
اين امير سيد احمد 237 در زبان كلالتى داشت چنان كه آنها كه در مكالمه با وى ممارست [ داشتند ] از شنيدن سخن « 2 » او را مىتوانستند دريافت و در گوش نيز گرانى بود ، چنان كه از آنچه متعارف است ، بلندتر بايست گفت . او را پدر بزرگوار به كاشغر فرستاد جهت حكومت . مدتهاى « 3 » مديد در كاشغر به حكومت مشغول بود . از اكابر كاشغر ، خواجه شريف نامى « 4 » استيلا يافت . تمام رجوع به « 5 » وى داشتند . مرد ظريف و خوش طبع بود . از سيد احمد ميرزا ملول بود . به ميرزا الوغ بيگ التجا برد . كاشغر تسليم وى كرد .
امير سيد احمد گريخته از كاشغر برآمد و « 6 » پيش پدر رفت . عنقريب در آنجا وفات يافت .
پسر سيد احمد ميرزا ، امير « 7 » على پيش پدر كلان مىبود « 8 » . امير خدايداد به مزيد محبت از ساير فرزندان ، امير سيد على را ممتاز مىگردانيد ، چه او به عظم جثه و قوت « 9 » و شجاعت و عقل و راى و تهور « 10 » چنان بود كه عديل نداشت . سيد على الف مىگفتند . 238
امير سيد على به وقتى دختر ايسان « 11 » بوغا خان را جهت پسر خود محمد حيدر ميرزا گرفته است مذكور خواهد شد ، جهت گوشهكا 239 ميخى بر ديوارى زده است و آن را بنده ديده بودم ، كسى راست مىايستاد ، ديگرى پاى در كتف او نهاده « 12 » راست ايستاده ( 41 پ ) دست دراز مىكرد ، يك گز متاع قياسا باقى مىماند كه دست نمىرسيد .
هامش
( 1 ) . نت : بود .
( 2 ) . نت : ممارست دارستند سخن .
( 3 ) . نت : بديهاى .
( 4 ) . نت : از اكابر شريف كاشغر نامى .
( 5 ) . نت : با .
( 6 ) . نت : - و .
( 7 ) . نت : + سيد .
( 8 ) . نت : بود .
( 9 ) . نت : چه او تعظيم جهت و قوت .
( 10 ) . نگ : - و تهور .
( 11 ) . نت : ايشان .
( 12 ) . نت : نهاد .