تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
اخلاص بوسيدند و به زبان دولتخواهى عرضه داشتند كه حكمت قادر جهان‌آفرين تعالى و تقدس ، نظام عالم را به وجود پادشاهان كامكار منوط گردانيده و واسطه امن و امانى [ بنى آدم ] كه مقصود از آفرينش ايشانند معدلت و سياست جهانداران رفيع مقدار ساخته‌اند . نظم : ( 35 پ )
اگر خنجر شه بود در نيام * ز عالم برافتد حلال و حرام
و گر تيغ سلطان شود تيره‌رنگ * بپوشد رخ آيينه دين به زنگ
بود پادشه سايهء ذو الجلال * و زان سايه باشد جهان را جمال
فروغى ز عدل شه كامياب * جهان را به از پرتو آفتاب
فلك تا بود سجده‌گاه ملك * بود نيك و بد اقتضاى فلك
همه نقد گيتى نثار تو باد * عروس جهان در كنار تو باد « 1 »
اگر پيش نهاد خاطر همايون ، رضاى پروردگار است آن را هيچ وسيلهء از دادگسترى و رعيت پرورى برتر متصور نيست ، چه اكمل و اعلم اولين و آخرين - عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات - حاصل يك ساعت از عمر كه به داد دادن صرف كرده شود بر عبادت شصت ساله ترجيح فرمود . بيت :
عدل كن زانكه در ولايت دل * در پيغمبرى را برزند عادل « 2 »
حضرت صاحب‌قران ، سخنان بندگان را چون منشاء محض اخلاص و هواخواهى بود ، به سمع قبول تلقى نمود و روى همت به تدبير مصالح مملكت آورده به ترتيب و تجهيز لشكر فرمان داد . در اين ولا خبر رسيد كه عادلشاه جلاير با چند كس در كوهستان قراجق سرگشته مىگردد . حضرت صاحب‌قران ، برات خواجه كوكلداش و ايلچى بوغا را با پانزده سوار به طلب او فرستاد و ايشان از سمرقند شبگير كرده روان شدند و چون به اترار رسيدند از آن جماعت بيرون كرده در آن كوه‌ها به جست و جوى عادلشاه اشتغال
هامش
( 1 ) . نگ : - فروغى ز عدل . . . تو باد . ( 2 ) . نگ : - بيت عدل كن . . . عادل .
تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 76 | ميرزا محمد حيدر دوغلات