بيت :
از فكر خاطر شاه و سپاه بود نژند * از آن بشارت فرخنده شادمان گشتند
نقل از ظفرنامه « 1 » گفتار در محاربه اميرحسين و حضرت صاحبقران با لشكر جته ( 18 ر ) و ظفر يافتن بر ايشان
اميرحسين و حضرت صاحبقران بعد از اقامت وظايف لشكر و ستايش پادشاه پادشاهان جلّ و علا ، به سعادت سوار شدند و در ترتيب و تعبيه لشكر شرايط حزم را رعايت نموده دو قول مرتب داشتند . اميرحسين دست راست را آراسته ، بيرق ظفر پيكر را برافراخت و حضرت صاحبقران چون هنگام نبرد همه دل بود ، جانب چپ را مركز رايت نصرت شعار خويش ساخت و اين صفها راست كرده روان شدند .
دشمن در تاش اريغى بود ، به همين منوال دو قول تعيين كرده ميسره از فرّ « 2 » الياس خواجهخان و امير حميد زينت و ميمنه را به شكوه « 3 » امير توقتمور و امير بيگجيك آذين بست و از جانبين لشكر يسال « 4 » 90 كرده ، روى كينه و پرخاش به سوى قصد يكديگر نهادند . « 5 »
به جنبش درآمد زمين و زمان * تو گفتى بخواهد بريدن جهان
ز آواز اسبان و گرد سپاه * نه خورشيد تابنده روشن نه ماه
سپه يكسره نعره برداشتند * سنانها به ابر اندر افراشتند
در موضع فى « 6 » متن ، سپاه طرفين به هم رسيدند و غريو گورگه « 7 » 91 و نعره دليران « 8 » در گنبد گردون پيچيد . اول از مقابل حضرت صاحبقران ، قراولان لشكر مخلاف از غرورى كه به بسيارى كينه گذارى خود داشتند ، موكب مبادرت در ميدان مسابقت جهانيدند . آن حضرت پاى قطبوار در مركز قرار چون قطب وار در مركز قرار چون اساس دولت خويش استوار گردانيد و ركاب
هامش
( 1 ) . نگ : - بيت . . . ظفرنامه .
( 2 ) . نگ : - فرّ .
( 3 ) . نگ : - شكوه .
( 4 ) . نگ : - يسال .
( 5 ) . نگ : + نظم .
( 6 ) . نگ : قبه .
( 7 ) . نگ : - گورگه .
( 8 ) . نگ : - دليران .