در عين عظمت و حشمت روزگارى گذرانيدم . در خط و سواد و شعر و فن آن و انشاء « 1 » و تصوير و تهذيب ، بين الاقران ممتاز بلكه ماهر گشتم و در ساير مصنوعات از خاتمبندى « 2 » و حكاكى و زرگرى و سراجى « 3 » و جباگرى 23 و تير و پيكان ( 5 ر ) و كارد و مردّفه و طلاكارى و بنايى و درودگرى و انواع اكتسابات « 4 » كه شرح آن طولى دارد ، در همه « 5 » چنان كه استادان آن فنون در شاگردى اين بنده عاجز آمدندى . اين همه به ميامين مساعى محموده خان بود . مع هذا در امور ملكى و مهمگذارى ، كنكاش جنگ ، از قزاقى « 6 » و شب روى و تير انداختن و شكار كردن و ميرشكارى و آنچه در امور دولت به كار آيد ، در اين همه استاد و مربى من او بود و در اكثر اين مذكور ، مطلق شاگرد خان بودم . اگر فرزندان او ، هرچه از آن بدتر نباشد رسيد اما همه آن را با اينها مقابله مىفرمايم و اگر اين مختصر را قبول فرمايد و خواه رد كند به نام فرزند خان مىسازم تا از من او را و از او مر عالميان را يادگارى باشد و نام اين كتاب كه مشتق از نام نامى اوست و القاب گرامى او بر سبيل اجمال ، هو خاقان ابن الخاقان السلطان ابن السلطان المتوكل على اللّه الملك المنان « 7 » ابو المظفر عبد الرشيد خان ابن سلطان المبرور و خاقان المغفور ، السعيد الشهيد ابو الفتح سلطان سعيدخان .
قطعه : « 8 »
زبان مقالت ندارم بسى « 9 » * به حيدر چه حد مقالت بود
محيط عظم شاه عبد الرشيد * كه او كوه قاف جلالت بود
ز جاه و جلال « 10 » تو اى شهريار * ازين بيش گفتن ملالت بود « 11 »
هامش
( 1 ) . نت : اسناد .
( 2 ) . نت : بندگى .
( 3 ) . نت : سراخى .
( 4 ) . نت : تباهى / نگ : - بنايى . . . اكتسابات .
( 5 ) . نگ : + اينها .
( 6 ) . نت : قراتى .
( 7 ) . نگ : المؤمن .
( 8 ) . نت : فرد / نگ : نظم .
( 9 ) . نت : بسبى .
( 10 ) . نب : جلالى .
( 11 ) . نگ : - قطعه زبان . . . ملالت بود .