تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
بيت :
باج‌ستان ملوك تاج ده انبياء * شحنهء هفتم بهشت خسرو مالك رقاب
آنكه زمرهء رسالتش كسر در كار كسرى افكنده و غلغهء جلالتش قصر قيصر را در هم شكسته ، براق 9 برق آساى او كارخانهء فلك را زير پى كرده و دست ابرآساى او نام حاتم را طى كرده . نظم :
شهنشاه سرير قاب قوسين * امام انبياء سلطان كونين
سوار عرصهء ميدان تحقيق * كه برد از هر دو عالم گوى تحنيق
ملايك خاشه روب بارگاهش * سليمان كمترينى از سپاهش
سرير عرش را نعلين او تاج * امين وحى و صاحب سرّ معراج
دوست نواز
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً
10 ، دشمن گداز
أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى
11 كه ملازمان درگاه و چاوشان بارگاهش به ضرب تيغ آبدار
فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ
12 و زخم سنان آتش‌بار
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
13 روى زمين را از غبار كفر و شرك پاك گردانيد و سرگردان ناپيداى ضلالت و گم‌گشتگان جهالت را به نور
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
14 رسانيد . نظم :
او شاه ابطحى كه سليمان گداى اوست ( 2 ر ) * تعظيم مروه و عرفات از صفاى اوست
آدم كه او مقدمة الجيش اصفياست * خاشاك روب بارگه اصفياى اوست
جام جهان‌نماى زراندود آفتاب * يك تاب خانه در حرم كبرياى اوست
تا پنج نوبت شاهى او زنند * صد كسرى و سكندر و خاقان گداى اوست
مقصود از آفرينش اين طاق نيلگون * فرّ هماى دولت بىمنتهاى اوست
طاوس بوستان رسالت كه جبرئيل * هنگام دى بلبل دستان سراى اوست
عالى حضرتى كه پايهء نبوتش در مدارج علوّ و معارج سموّ به مرتبهء رسيده كه آدم صفى و ابراهيم خليل - صلوات اللّه و سلامه عليهما - به يمن نبوت او پاى افتخار بر تارك