كنند ؛ حال آنكه راهبان واعظ و مبلغانى مانند اودوريك اف پوردنون « 1 » ، جان اف مارينولى « 2 » ، ويليام اف مودنا « 3 » نه تنها عنوان جهانگرد بلكه عنوان مبلغ را نيز دارا بودهاند .
اينان فقط چند نمونه از كسانى هستند كه اسامىشان در اسنادى حفظ شده كه خود آنان يا داستان آنها بر جاى گذاشتهاند و تا به امروز باقى مانده است . اما در مقابل كسانى كه تجربيات خود را بر روى كاغذ آوردهاند ، بسيارى از افراد همان گروه نيز وجود داشتهاند كه هيچ اقدامى براى ثبت خاطرات خود نكردهاند ، و نيز چه بسيار روزنامههاى خاطرات ، نامهها ، يا مانند آنكه در طى مرور زمان گم شده يا هنوز در روشنايى قرار نگرفته است . خلاصه ، تمام آنچه كه ما از نيمه اول دوران منقول ، يا از نيمه قرن سيزدهم تا حدود نيمه قرن چهاردهم مىدانيم ، بيانگر نظم و امنيت است ، و به همين جهت مراوده پايدارى با غرب و اروپا برقرار بوده است . اما در مقابل ، در تمام دورهاى كه شايد بتوان آن را دوره معتبر تاريخ ميرزا حيدر - يعنى از نيمه دوم سده چهاردهم تا پايان آن در ميانه سده شانزدهم - ناميد ، حتى يك مورد هم نمىتوان ذكر كرد كه طى آن اروپائيان در نواحى آسياى مركزى و شرق سمرقند مسافرت كرده باشند .
اگر كسانى هم بوده باشند ، آثارى از آنها باقى نمانده ؛ در واقع فقط مىتوان گروهى از مبلغان را به تعداد بيست نفر با شش تن همراه كه در 1333 از سوى آوينيون « 4 » ، تحت رياست نيكلاس راهب ، به عنوان اسقف كامبالو ( خان باليغ ) فرستاده شده بودند تا آلمالغ رديابى كرد ، و ظاهرا بعد از 1338 « 5 » هرگز چيزى در اين باره شنيده نشده است .
تاريخ اخير مىتواند در داخل سلطنت چغتاى خان ، بوزون ، و دورهاى قرار گيرد كه در مغولستان خانى حكومت نمىكرده است . تا آنجا كه از وقايع نگارىهاى ناقص اين ايام ، نظير آنچه كه تاريخ ميرزا حيدر به آن آراسته است مىتوان استنباط كرد ، آن است كه ايسان بوغا نخستين خان مغول تا اين زمان مرده بوده و هنوز تغلق تيمور ، دومين خان به جاى وى ننشسته بود . احتمالا امير بولاجى دوغلات ، الوس بيگى يا رئيس قبيله بوده و به
هامش
( 1 ) .enonedrop fo cirodo.
( 2 ) .illongiram fo nhoj.
( 3 ) .anedom fo mailliw.
( 4 ) .nongiva.
( 5 ) . ر . ك : ختاى ، صص 127 و 189 - 188 .