بخش 6 تاريخ رشيدى و بعد از آن
كشورها بر ولايات بىوفايى كردهاند ، و زنجيرها
بر روى شهرهايى به صدا درآمده كه مقام پادشاهى داشتهاند ، ملتها
هرگاه كه براى مدتى تابش آفتاب را احساس كردهاند
از قدرت گنبد رفيع گداخته شده و
مانند بهمنى كه از تنگه كوهها سرازير مىگردد ، فرو رفتهاند .
- چايلدها رولد ، 4 ، 12 .
آنچه كه براى انداختن روشنايى بر روى تاريخ ميرزا حيدر عمدتا جايش خالى است ، روايت معقول برخى از مسافران اروپايى - آن زمان يا نزديك به آن - است تا بتوان آن را به شيوهاى غير از شيوه متداول آسياى مركزى ، در دوره مورد نظر بررسى كرد و بدين ترتيب برخى از اظهارات مؤلف ما را با ملاحظات تاريخى غرب محك زد . تاريخ رشيدى در بيشتر موارد به تاريكترين ايام در سالنامههاى داخلى ممالك آسيايى اشاره مىكند :
به زمانى كه منازعه و هرج و مرج شايع بوده و در هيچ گوشهاى شخصيتى مسلط يا سلسلهاى نيرومند وجود نداشته تا از اغتشاش جلوگيرى كرده و يك امنيت مركزى ايجاد