و اطناب مبالغه كرده است كه موجب ملالت و سآمت خاطر خوانندگان باشد .
با اين حال اگر سطح معلومات محصلان امروز براى فهم حبيب السير كافى و پايهء تحصيلاتشان بادراك معانى و لطايف ادبى اين كتاب رسا نباشد ، گناه از مؤلف نيست ، تقصير از قامت نارساى بىاندام ماست !
از جمله خصايص انشاء و جملهبندى اين كتاب آوردن افعال وصفى است است كه در نثر فارسى قرن 9 - 10 معمول و رايج شده و دنبالهاش بعصر حاضر كشيده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - عبارات ذيل مشتمل بر افعال وصفى ، و ضمنا نمونهيى از طرز انشاء سادهء بىتكلف كتابست .
اواسط كتاب در ضمن وقايع و احوال دورهء سلطنت غازان خان مينويسد
« در اوايل حال كه سلاطين چنگيز خانى بر ممالك ايران استيلا يافتند بسبب عدم وقوف تميز عالم از جاهل نمىتوانستند و هركس را در زى اهل علم و صلاح مىديدند تعظيم كرده دانشمند مىدانستند و اين معنى بر طايفهيى از جهال ظاهر شده دراعهء وقاحت بر دوش افكندند و امراى مغول را ملازمت كرده ابواب تواضع و تملق بازگشادند و رشوتها داده منشور قضا و ديگر مناصب شرعى درست كردند و در انحطاط مراتب اعاظم كوشيده كار بجايى رسانيدند كه بزرگان صاحب ناموس دست از اعمال و اشغال شرعيه كوتاه گردانيدند » .
نيز در همان فصل است .
« همت عالى بر رفع دعاوى باطله گماشته حكم فرموديم كه هركس درصدد مبايعهء ملكى آيد نخست بدار القضا رفته و مرافعه نموده بشهود عدول ملكيت خود را ثابت سازند آنگاه ملك بيشترى بيع كرده اگر تمسكى داشته باشد تسليم نمايد و نزد قاضى اقرار كند و قاضى كيفيت مرافعه را مسجل ساخته مشروح بنويسد » .
در اواخر كتاب ضمن وقايع عهد شاه اسماعيل صفوى مىنويسد
« چون امير نجم ثانى از جام قضاى سبحانى شربت شهادت چشيد هوس تسخير بلاد خراسان در ضمير حكام ماوراء النهر پيدا شد و نخست جانى بيك سلطان از آب آمويه جيحون گذشته متوجه هرات شد امراء و اشراف آن بلده چون بر اين حال وقوف يافتند بيشتر از پيشتر در استحكام برج و باره كوشيده احمد بيك صوفى اغلى قلعهء اختيار الدين را مضبوط ساخت و حسين بيك لله در برج ميرزا سلطان احمد كه ميان شرق و شمال شهر است رايت اقتدار برافراخت »