ستونهاى آن صدساله درخت ناژ بود امّا بار آن
طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ .
« 1 » به اوّل سنگى كه سر سبكى كرد منجنيق ايشان بشكست و مردم بسيار در زير آن بگسست و سهم « 2 » بسيار از سهم « 3 » چرخ « 4 » بريشان غالب گشت . نيك پريشان گشتند و هركس بر گوشهء سنگى از سترى « 5 » سپرى ساخته و برخى كه بر برجى ايستاده از هول آن چون موش در سوراخ خزيدند و مانند سوسمار در جحر « 6 » هر حجرى گريختند و قومى مجروح و بعضى بىروح ماندند . و تمامت آن روز كوششى عاجزانه و جنبشى زنانه كردند . تا چون آسمان كله خرشيد از سر برداشت و زمين كلّهء « 7 » شب از ثرى به ثريّا افراشت پاى از حرب بازكشيدند .
روز ديگر كه شاه نور پيكر از گريبان مشرق سر برزد گردنكشان لشكر روى به كار آوردند و دست از آستين جهاد بيرون كشيدند و پشت ثبات به كوه مقاومت بازدادند .
ركن الدّين چون ديد كه در دست به جز حسرت نخواهد داشت و درين مدّت كه به سوف و لعلّ « 8 » تزجيهء « 9 » وقت مىكرد و رسل را به معاذير دلناپذير بازمىگردانيد و اكنون نيز هم بر آن منوال دفع مىداد بر اميد آنك مگر ندّافان « 10 » زمستان لشكر پادشاه را پنبه كنند « 11 » .
چون ديد كه انتظار زمستان و برف بادست و به فضل حقّ - عزّ شأنه - و ميامن دولت روزافزون درين مدّت هيچ روزى روى ترش نبودست و حجاب « 12 » ميغ حجاب « 13 » منع آفتاب نگشته و هر روز كه از دى مىگذرد دى به نسبت امروز سردترست و فردا از امروز خوشتر و هر برفى كه در اوّل فصل خريف پيش از وصول چندين حريف نشسته بود برخاست و از پيران صدساله كس نشان ندادست كه از ابتداى حلول آفتاب به اوّل نقطهء ميزان « 14 » از برودت هوا و سقوط اندا « 15 » و كثرت ثلوج امكان دخول و خروج درين بقاع
هامش
( 1 ) - طلعها . . . ميوهاش همانند سر شياطين است ( سوره صافات 37 / 65 . صحيح آيه « كأنّه » است ) .
( 2 و 3 ) - سهم : سهم اوّل به معنى ترس و بيم است و كلمهاى فارسى است و سهم دوّم عربى است و به معنى تير .
( 4 ) - چرخ : نوعى از كمان سخت و بزرگ و نيز نوعى از منجنيق بوده است .
( 5 ) - ستر : پوشش . ضمنا تناسبى با كلمهء « ستر » به معنى سپر دارد .
( 6 ) - جحر : سوراخ .
( 7 ) - كلّه : نوعى خيمه از پارچه نازك .
( 8 ) - « سوف » و « لعلّ » : سرانجام و شايد .
( 9 ) - تزجيه : دفع الوقت .
( 10 ) - ندّاف : پنبه زن .
( 11 ) - معنى جمله : به اميد آنكه پنبه زنان زمستان لشكر پادشاه را مثل پنبه متفرّق كنند .
( 12 و 13 ) - حجاب : گويا مقصود مصنّف از حجاب اوّل پرده است و از حجاب دوّم مانع و حاجب و حاجز بين دو شىء . به اين طريق به زعم خود مباينتى بين مفهوم اين دو كلمه به وجود آورده است . ( مص )
( 14 ) - رفتن آفتاب به برج ميزان مطابق با مهرماه مىباشد .
( 15 ) - اندا : شبنمها ، نمها ، جمع ندا .