بيشتر پادشاهزادگان در مقام كلران گرد آمدند . « شيلامون بيتكچى » را به نزديك اغولغايمش و پسران او خواجه و ناقو فرستادند و علم دار بيتكچى را به نزديك ييسو منكو « 1 » كه : « بيشتر از اروغ « 2 » چنگز خان جمع شدهاند و كار قوريلتاى تا غايت موقوف شما بوده است و عذر و دفع را مجال نماند . اگر شما را انديشهء يكدلى و يكتوئى است پيشتر به قوريلتاى حاضر بايد آمد تا مصالح ملك به اتّفاق ساخته شود و نقاب شايبهء وحشت و نفاق از چهرهء وفاق برانداخته . » و در مقدّمه سيرامون نيز به نزديك خواجه و ناقو ايلچيان فرستاده بود و ميان ايشان مصادقتى و مصافاتى از روى آنك عند الشّدائد تذهب الأحقاد « 3 » حاصل آمده . چون دانستند كه از مدافعت فايدهاى نخواهد بود ناقو اغول روان شد ، و قداق نوين و جمعى از امراى حضرت كيوك خان روان شدند ، و يسنبوقه اغول برادر قراهلاكو از مقام خويش بر موافقت ايشان با نزديك سيرامون رسيد . و هر سه در يك موضع گرد آمدند . و در افواه آن بود كه به قصد مسلمانان انديشه كردهاند . و بعد از آن خواجه نيز به آهستگى جنبان گشت و امروز و فردا مىگفت و به لعلّ و عسى « 4 » تزجيهء « 5 » وقت مىكرد . و هنوز ايشان را در خيال آنك بىحضور ما كار قوريلتاى تمشيت نپذيرد و رونق نگيرد و آن مصلحت مكفّى نشود . و چون سيرامون و ناقو نزديكتر بودند پادشاهزادگان و امرا و نوينان كه در خدمت منكو قاآن بودند به اتّفاق نزديك ناقو و سيرامون فرستاد كه : « اگر شما را در مبادرت به جمعيّت توانى « 6 » و تأنّى خواهد بود ما منكو قاآن را به خانى برمىداريم . » چون دانستند كه مدافعت و مماطلت « 7 » به حصول مقاصد و مباغى « 8 » مفضى نخواهد بود « 9 » وعده نهادند كه ما نيز فلان وقت به جمعيّت رسيم . و بر مثال حركت ثوابت كواكب در جنبش آمدند و با مراكب و كتايب « 10 » و عساكر و مقانب « 11 » به آهستگى حركتى مىكردند با شتران پربار و گردونهاى « 12 » بسيار :
ما للجمال مشيها وئيدا * أ جندلا يحملن ام حديدا
هامش
( 1 ) - ييسومنكو : پسر پنجم جغتاى .
( 2 ) - اروغ : خويش و تبار ، نسل .
( 3 ) - عند . . . به هنگام سختىها كينهها [ از بين ] مىرود .
( 4 ) - لعلّ و عسى : شايد و باشد كه .
( 5 ) - تزجيه : گذراندن زمان .
( 6 ) - توانى : سست شدن .
( 7 ) - مماطلت : دفع الوقت كردن .
( 8 ) - مباغى : مطلوبات .
( 9 ) - معنى جمله : وقتى فهميدند كه دفع الوقت و پشتهماندازى در رسيدن به انديشهها و خواستهها سودمند نخواهد بود . . .
( 10 ) - كتايب : لشكرها ، جمع كتيبه .
( 11 ) - مقانب : جماعت سواران ، جمع مقنب .
( 12 ) - گردون : ارابه .