رعايا در دست گردنكشان سركوفته و پاىمال و از كثرت ستم بىسيم و مال ماندند و جام گيتى از شربت جور مالامال شد ؛ و ايلچيان چون اقطار باران بر اقطار « 1 » ممالك ريزان ؛ و محصّلان در تحصيل اموال ناواجب بر مثال تير از كمان پرّان ، و خلقى در كشاكش اين و آن سرگردان ؛ نه امكان قرار داشتند و نه مكان فرار مىدانستند :
جفاى گنبد گردان به پايهاى برسيد * كزان فرازتر اندر ضمير پايه نماند
حيف و بيداد چون به غايت كشيد و غشم « 2 » و فساد به نهايت انجاميد حديث اشتدّى تنفرجى « 3 » محقّق شد و آيت
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
« 4 » مصدّق ، و ابواب
ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها
« 5 » گشاده و اسباب
اذا تضايق امر فانتظر فرجا * فاضيق الأمر ادناه من الفرج « 6 »
آماده گشت .
طرب رسيد پسِ غم چنانك وقت خزان * نسيم كوكَبه لطف نوبهار رسيد
خروش بربط و بانگ سرود و نالهء چنگ * ز بزم بر فلك سبز روزگار رسيد
طراز حاصل اين جملت آن تواند بود * كه سوى ما مدد لطف كردگار رسيد
يعنى مفاتيح مملكت
إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
« 7 » در دست مقدرت شاهنشاه اعظم ، شاه بنى آدم ، خان خانان عرب و عجم منكو قاآن - كه مدّت بقاى عمرش تا انقراض عالم باد - نهادند تا بسيط روى زمين به عدل شامل او بار ديگر زيب و زينت گرفت و كار عالميان عموما و به تخصيص روز بازار اهل اسلام رونق و طراوت يافت چنانك در اثناى حالاتى كه تقرير مىرود كيفيّت آن معلوم شود و از ادراج « 8 » مقالاتى كه صورت تحرير مىيابد حقيقت آن مفهوم گردد . و على فضل ربّنا التّكلان انّه هو المستعان « 9 » .
هامش
( 1 ) - اقطار : كرانهها ، جمع قطر .
( 2 ) - غشم : ستم .
( 3 ) - اشتدّى . . . سخت باش تا از بين به روى . ( به پاورقى شماره 6 نگاه كنيد كه با اين حديث هم مضمون است ) .
( 4 ) - انّ مع . . . همانا با دشوارى آسانى است . ( سوره انشراح 94 / 9 ) .
( 5 ) - ما يفتح . . . آنچه را كه خدا از رحمت بر مردم گشايد بازگيرندهاى بر آن نيست . ( سوره فاطر 35 / 2 ) .
( 6 ) - اذا . . . چون كارى به تنگنا رسيد منتظر گشايش باش زيرا تنگنا هرچه بيشتر باشد به گشايش نزديكتر است .
( 7 ) - انّ . . . همانا زمين از خداست ، به هركه از بندگان خود خواهد ميراث دهد . ( سوره اعراف 7 / 128 )
( 8 ) - ادراج : منظور عطا ملك از ادراج جمع درج مىباشد يعنى داخل نامه . اين معنى در كتب معتبر لغت به نظر نرسيد ، بلكه ادراج جمع درج به معنى طريق و راه و نيز جمع درج به معنى صندوقچه است . ( مص ) .
( 9 ) - و بر فضل و بخشش پروردگارمان توكل مىكنيم ، همانا ياور اوست .