استقصاى او در رعايت ايشان مرفّه و مخفّف « 1 » بودندى . و عمّال و شحنگان و لشكر از خوف سياست و ضبط او طريقه نصفت را با رعايا ملتزم بودندى . و به وقت آنك قوريلتاى و جمعيت پادشاهزادگان بودى و زيب و زينت و تزيين و تحسين هركس در امثال و اجناد او از تمامت ممتاز بودى « 2 » . و حمايت او تا به حدّى كه در عهد قاآن جماعتى ملوك با جمعى از متعلّقان او در باب مال و قوبجور « 3 » با رعيّتان خاصه سختى گفته بودند و زيادتى كرده . به استحضار ايشان ايلچيان فرستاد و بعد از اثبات حجّت آن جماعت را به ياسا رسانيد . و چون ضبط و ترتيب پسران باز آنك هريك خانىاند و در قالب عقل جانى و از همه پادشاهزادگان به دها « 4 » و ذكا بيشتر هر وقت كه سبب وقوع واقعهاى « 5 » انتظار اجلاس خانى ديگر كردندى به احكام و ياساهاى قديم رخصت تغيير و تبديل - باز آنك نفاذ حكم و امر و نهى بود - ندادى ، چنانك در آن وقت كه كيوك خان را به خانى برداشتند و بحث و استكشاف آنك از پادشاهزادگان كدام كس ياسا و قاعدهء مستمرّ را منحرف كردست و بىمشورت و اتّفاق پايزه « 6 » و يرليغ داده . بفرموده « 7 » تا هر مثال و پايزه كه بعد از وفات قاآن داده بودند بازستانند و در قوريلتاى به حضور ايشان اكثر فرمانها كه داده بودند از اطلاق اموال « 8 » و توليت و صرف عمّال بر پادشاهزادگان عرضه كردند .
همهكس خجالت يافتند الّا بيكى و ابناى او كه سر موئى از آن نگردانيده بودند و آن از غايت عقل و خويشتندارى و تأمّل و تفكّر در عواقب امور كه مردان عاقل كارديده از آن غافل باشند بود :
فلو كان النّساء كمثل هذى * لفضّلت النّساء على الرّجال « 9 »
و در وقت جلوس منكو قاآن بر سرير خانى همين شيوه واقع شده بود كه بعد از كيوك خان هركس حكمها كرده بودند . و بيكى از آنگاه باز كه الغنوين گذشته شد در امالت « 10 » جوانب از انفاذ تحف و هدايا به عشاير و اقارب و اصطناع « 11 » با عساكر و اجانب تمامت را
هامش
( 1 ) - مخفّف : سبك ، در اينجا يعنى كسى كه از لحاظ هزينه و مخارج زندگى احساس سبكى مىكند .
( 2 ) - معنى جمله : سرقويتىبيكى در مواقع جشن و زينت هم ما بين نظراء و اشباه خود و هم از حيث لشكر و اتباع از تمام بزرگان و شاهزادگان ممتاز بود ، يعنى هم خود او شخصا از همه ممتاز بود و هم اتباع و اطرافيان او . ( مص )
( 3 ) - قوبجور : ماليات متعلق به چهارپايان به صورت يك صدم .
( 4 ) - دها : زيركى .
( 5 ) - واقعه : مجازا به معنى مرگ .
( 6 ) - پايزه : لوحى سيمين يا زرّين و يا چوبين كه همانند مدال و نشان امروزين به كسى برحسب رتبه داده مىشد .
( 7 ) - يعنى كيوك خان فرمود .
( 8 ) - اطلاق اموال : رها كردن و بخشيدن اموال .
( 9 ) - فلو . . . همانا اگر زنان همانند اين زن بودند ، پس زنان بر مردان برترى داده مىشدند .
( 10 ) - امالت : برگردانيدن .
( 11 ) - اصطناع : نيكى كردن ، برگزيدن .