روزگار هريك مذكور گشت اكنون در اين مجلّد ديگر ذكر جلوس پادشاه جهان منكو قاآن و امور و احوال كه در عهد خانيّت او واقع گشت و مىگردد و حركت پادشاهزاده گيتى هولاكو به بلاد غربى و كيفيّت احوال هريك از ملوك عصر و طرف نشينان وقت در مطاوعت و عصيان از آغاز تا سر انجام ياد كرده مىشود . و در جملگى احوال از حضرت ذوالجلال از بادرات اعمال و صادرات اقوال استغفار مىكند و از مواقع اقلام « 1 » و هفوات « 2 » كلام استقالت « 3 » مىنمايد و از فيض فضل بىدريغ كه دستگير عاصيان آن بيش « 4 » نيست آمرزش مىخواهد .
ذكر احوال الغنوين و سرقويتىبيكى
جايگاه پدر به حكم ياسا و آيين مغول به پسر اصغر رسد كه از خاتون بزرگتر باشد و الغنوين « 5 » پسر كهتر بود از خاتون بزرگتر . و چون ياساى چنگز خان آن بود كه اوكتاى خان باشد او التزام اشارت پدر را در اجلاس قاآن بر تخت خانى سعى بليغ به تقديم مىرساند و جدّ و اجتهاد زيادت مىنمود تا او را بر مقرّ پادشاهى ممكّن گردانيد . و ميان برادران به تخصيص قاآن و او موافقتى زيادت از درجه اخوّت بود :
تجاوزت القربى المودّة بيننا * و اصبح ادنى ما يعدّ المناسب « 6 »
با قاآن به لشكر ختاى رفت و آن مصلحت را چنان كه ذكر رفتست به عزيمت و صريمت « 7 » و كفايت و شجاعت كفايت كرد و آن ولايات شرقى بدان سبب ايل و منقاد شد . چون به مراد و كام مراجعت نمود جهان غلام و چرخ گردان موافق مرام « 8 » از افراط و انهماك « 9 » در معاطات « 10 » كاسات راح « 11 » از صباح تا رواح « 12 » ، مرضى روى نمود كه از دو سه روز زيادت نشد كه بگذشت :
هامش
معنى « مرزنشينان » باشد .
( 1 ) - مواقع اقلام : به معنى لغزشهاى قلم به كار رفته است .
( 2 ) - هفوات : لغزشها ، جمع هفوه .
( 3 ) - استقالت : طلب فسخ كردن .
( 4 ) - بيش : رجوع به حاشيه يك از صفحه قبل .
( 5 ) - الغنوين ( نويان ) : يعنى « امير بزرگ » ، لقب تولى پسر چهارم چنگيز خان .
( 6 ) - تجاوزت . . . دوستى در ميان ما از حدّ خويشاوندى گذشت و چنان شد كه مناسبترين كلمه ( يعنى خويشاوندى ) نارساترين شد .
( 7 ) - صريمت : عزيمت بر كارى كردن .
( 8 ) - اين جمله حاليه است : « جهان غلام . . . مرام . »
( 9 ) - انهماك : مبالغه و كوشيدن در كار .
( 10 ) - معاطات : دست به دست كردن چيزى .
( 11 ) - راح : شادمانى .
( 12 ) - رواح : شبهنگام جائى رفتن ، اينجا مجازا به معنى شبهنگام .