امام حسين عليه السلام در حق او نفرين كرد و فرمود : پروردگارا ! اگر اين شخص دروغگو مىباشد او را داخل جهنم كن . وى را امروز وسيلهء عبرت يارانش قرار بده ! طولى نكشيد كه عنان اسب وى بازگشت و او را از پشت خود پرتاب نمود ولى پايش در حلقهء ركاب ماند . آن اسب وى را همچنان ميزد تا اينكه قطعه قطعه شد و آلت رجوليت او روى زمين افتاد . به خدا قسم من از اين سرعت استجابت دعاى آن حضرت دچار تعجب شدم ! سپس مرد ديگرى آمد و گفت : حسين كجا است ! امام عليه السلام فرمود : من حسينم . گفت : بشارت باد تو را به آتش ! امام حسين فرمود : من بپروردگار مهربان و شفيعى كه شفاعتش قبول است مژده داده ميشوم . تو كيستى ! ؟ گفت :
من شمر بن ذى الجوشن هستم .
امام حسين عليه السلام فرمود : اللَّه اكبر ! پيغمبر خدا فرمود : در عالم خواب ديدم سگ ابلغى خون اهل بيت مرا مىليسد ! امام حسين عليه السلام هم فرمود : من در عالم خواب ديدم گويا : سگهائى مرا ميگزند و گويا : در ميان آنها سگى است ابلغ كه از همه بيشتر به من حمله مىكند ! و آن سگ ابلغ تو هستى ! بدن شمر بن - ذى الجوشن ابرص يعنى لك و پيس بود .
از ترمذى نقل شده كه گفت : به حضرت صادق عليه السلام گفته شد : تعبير خواب تا چه مدّتى تأخير خواهد افتاد ؟ آن بزرگوار خوابى را كه پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله ديده بود نقل كرد كه تعبير آن پس از شصت سال معلوم شد .
سپس سيف بن ابو حارث جابرى و مالك بن عبد اللَّه جابرى بحضور امام حسين آمدند و پس از ملاقات گفتند : السلام عليك يا بن رسول اللَّه . امام در جوابشان فرمود :
و عليكما السلام
. آنان جهاد كردند تا شهيد شدند .
محمّد بن ابى طالب و ديگران مينگارند : سپس ياران امام حسين عليه السلام هر كدام پس از ديگرى مىآمدند و ميگفتند : السلام عليك يا بن رسول اللَّه و امام جواب آنان را ميداد و ميفرمود :
و عليك السلام
ما هم بعد از تو ميائيم . سپس اين آيه را تلاوت ميكرد :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٩