1 - يعنى مژده باد تو را به پسرى كه از هر چيزى بيشتر به شير ژيان شباهت دارد 2 - هنگامى كه مردان مشغول كارزار شوند آن فرزند داراى حظ شديدى خواهد بود .
هنگامى كه مادر مختار وضع حمل كرد همان شخص در خوابش آمد و به او گفت : اين فرزند تو قبل از اينكه مدتى از عمرش بگذرد و قبل از اينكه مدتى از عمرش باقى باشد ترس او كم و تابعين وى زياد ميشوند و جزاى عمل خود را خواهد ديد . مادر مختار : مختار و جبر و ابو جبر و ابو الحكم و ابو اميه را براى ابو عبيد آورد .
مختار در سال هجرت حضرت نبوى متولد شد مختار با پدرش در سن سيزده - سالگى در وقعهء : قس ناطف ( كه موضعى است نزديك كوفه ) حضور داشت . مختار فعاليت ميكرد كه مشغول كارزار شود . ولى عمويش : سعد بن مسعود از او جلوگيرى ميكرد . مختار در حالى نشو و نماء كرد كه : پيشرو و شجاع و نترس بود . كارهاى عالى انجام ميداد . رجلى بود وافر العقل و حاضر الجواب .
داراى صداقتى بود مأثور ، نفسى فوق العاده با سخاوت ، فطرتى داشت كه اشياء را بفراست خود درك مينمود ، همتى داشت كه از لحاظ نفاست بر ستارگان برترى ميكرد ، حدسى صحيح داشت ، در جنگها دستى داشت رسا . و با تجربهها مأنوس و ماهر بود ، امور بسيار مهمى را تهذيب و تسخير كرده بود .
از اصبغ بن نباته ( بضم نون ) روايت شده كه گفت : من مختار را روى زانوى حضرت على بن ابى طالب عليه السلام ديدم . حضرت امير دست بسر مختار ميكشيد و ميفرمود :
يا كيس ! يا كيس !
يعنى اى زيرك ! اى زيرك ! بدين جهت او به كيسان ناميده شد . گروه كيسانيه به مختار نسبت داده ميشوند . كما اينكه گروه واقفيه به حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و گروه اسماعيليه ببرادر موسى بن جعفر كه اسماعيل نام داشت و فرقههاى ديگرى منسوب ميباشند . و . . .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤١