خوك خواهد آمد و بعدا دچار عذابى سخت و داخل جهنم كه بد جايگاهى است خواهند شد .
14 - در كتاب امالى شيخ از معاوية بن وهب روايت مىكند كه گفته : من در حضور امام جعفر صادق عليه السلام نشسته بودم كه پير مردى با كمر خميده بحضور آن حضرت مشرف شد و گفت : السلام عليك و رحمت اللَّه .
امام صادق فرمود :
عليك السلام و رحمت اللَّه
. اى پيرمرد نزديك من بيا . وقتى نزد آن حضرت آمد دست آن بزرگوار را بوسيد و گريان شد حضرت صادق به او فرمود : اى پيرمرد چه چيزى تو را گريان كرد ؟ گفت :
يا ابن رسول اللَّه ! من مدت صد سال است كه به اميد شما هستم ميگويم :
در اين سال ، در اين ماه ، در اين روز ( شما خروج خواهيد كرد ) ولى اثرى از آن معلوم نيست . شما مرا ملامت ميكنيد كه چرا گريه ميكنم ! امام جعفر صادق گريان شد و فرمود : اى پيرمرد ! اگر آرزوى تو بتأخير بيفتد با ما خواهى بود و اگر در بارهء آن تعجيل شود روز قيامت با عترت رسول خدا خواهى بود . پيرمرد گفت : هر چه بعد از اين از من فوت شود باكى نخواهم داشت . حضرت صادق عليه السلام فرمود : اى پيرمرد پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
انى تارك فيكم الثقلين ، ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا : كتاب اللَّه المنزل و عترتى : اهل بيتى .
يعنى من دو چيز پر بهاء را در ميان شما ميگذارم كه اگر به آنها متمسك و متوسل شويد هرگز گمراه نخواهيد شد ! آن دو چيز عبارتند از : قرآن خدا كه نازل شده و عترت من كه اهل بيت من ميباشند . اى پيرمرد تو ميائى و در روز قيامت با ما خواهى بود .
سپس امام صادق عليه السلام فرمود : اى پيرمرد گمان ميكنم كه اهل كوفه باشى ؟
گفت : نه . فرمود : پس اهل كجائى ؟ گفت : فدايت شوم از اطراف كوفه ميباشم .
فرمود : تا قبر جد مظلومم امام حسين چقدر فاصله دارى ، گفت : نزديك هستم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٩