زنان داغديده بنى هاشم ، از نخستين كسانى بودند كه در رثاى عزيزان از دست رفتهشان مرثيهسرايى كردهاند ؛ آنگاه كه خبر شهادت امام حسين عليه السّلام به مدينه رسيد ، زينب بنت عقيل ميان زنان بنى هاشم ، شيونكنان بيرون آمد در حالىكه اشعار زير را مىگفت :
ماذا تقولون اذ قال النبى لكم * ماذا فعلتم و انتم آخر الامم « 1 »
بعترتى و باهلى بعد مفتقدى * نصف اسارى و نصف ضرّجوا بدم « 2 »
ما كان هذا جزائى إذ نصحت لكم * أن تخلفونى بشرّ فى ذوى رحمى « 3 » « 4 »
از جمله دلخراشترين مراثى كه دربارهء شهداى كربلا گفته شده ، مراثى ام البنين مادر حضرت ابو الفضل است . ابو الفرج اصفهانى نقل كرده است كه ام البنين دست عبيد الله فرزند حضرت عباس را مىگرفت و به بقيع مىرفت ، مردم مدينه دور او جمع مىشدند و به مرثيهاش مىگريستند . حتى دشمنى چون مروان بن حكم نيز به مرثيه اين بانو مىگريست . « 5 » ام البنين چنين مىگفت :
يا من رأى العباس كر * على جماهير النقد « 6 »
و ورائه من أبناء حيدر * كل ليث ذى لبد « 7 »
انبئت أن ابنى اصيب * براسه مقطوع يد « 8 »
ويل على شبلى اما * ل براسه ضرب العمد « 9 »
لو كان سيفك فى يد * يك لمادنا منك احد « 10 » « 11 »
وقتىكه كاروان اسيران كربلا ، به سوى مدينه رهسپار شد و به نزديكى مدينه رسيد ، امام
هامش
( 1 ) . در جواب پيامبر چه خواهيد گفت ، وقتىكه از شما بپرسد اى آخرين امت ! چهكار كرديد ؟
( 2 ) . ( چهكار كرديد ) با خاندان و اهل بيتم بعد از فقدانم ؟ نصف آنها اسير و نصفشان به خون آغشتهاند .
( 3 ) . اين پاداش من نبود كه من شما را نصيحت بكنم و شما بدترين رفتار را با نزديكان من بكنيد .
( 4 ) . همان ، ص 227 و 228 .
( 5 ) . ابو الفرج اصفهانى . مقاتل الطالبيين ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، ط الثانيه ، 1416 - 1374 ، ص 90 .
( 6 ) . اى كسىكه ( با چشم خود ) ديد ، عباس چگونه بر دستههاى مردمان پستعنصر حمله مىبرد .
( 7 ) . پشتسر او فرزندان حيدر مثل شير ايستاده بودند .
( 8 ) . به من خبر دادهاند در حالىكه دستهاى او قطع شده بود ، سرش ضربه خورده است .
( 9 ) . واى بر فرزندم كه به سرش ضربه عمود وارد شده .
( 10 ) . اگر شمشير تو در دستت بود ، كسى نمىتوانست به تو نزديك شود .
( 11 ) . غفارى ، حسن : ذيل كتاب مقتل الحسين ابى مخنف ، قم ، 1364 ، ص 181 .