را داد ، اظهار فرمود . « 1 »
در زمان امام باقر عليه السّلام به سبب تقيهاى كه آن جناب در جواب مسألهاى كردند ، عدهاى از شيعيان از اعتقاد به امامت حضرت برگشتند و در زمره زيديه بتريه درآمدند . « 2 »
از سوى ديگر ، برخى از مردم مصلحت تقيه را نمىفهميدند و ائمهء اطهار عليهم السّلام را در عدم اظهار امامت خويش تخطئه مىكردند ، به اصطلاح تندرو و افراطى بودند . اين انگيزه در ايجاد مذهب زيدى موثر بوده است .
از اينرو آنگاه كه فشار و خفقان كاهش يافت و زمينه اندكى مساعد شد و ائمه اطهار عليهم السّلام توانستند اقامه حجت كنند ، انشعاب گروههاى شيعى كاهش يافت . در زمان امام صادق عليه السّلام كه به سبب كشمكش امويان و عباسيان فرصتى پديد آمده بود و امام صادق عليه السّلام آزادى عمل داشت ، شاهد كمترين انشعاب هستيم ، ولى بعد از شهادت آن جناب كه فشار و اختناق منصور ، خليفه مقتدر عباسى ، حاكم بود ، فرقههاى ناووسيه ، اسماعيليه ، خطابيه ، قرامطه ، سمطيه و فطحيه منشعب شدند . « 3 »
در زمان امام رضا عليه السّلام باز وضع مساعد شد و حتى در زمان هارون آن حضرت آزادى عمل نسبىاى داشت و در اين زمان عدهاى از بزرگان واقفيه مثل : عبد الرحمن بن حجاج ، رفاعة بن موسى ، يونس بن يعقوب ، جميل بن دراج ، حماد بن عيسى و . . . از عقيده خود برگشتند و به امامت حضرت قائل شدند .
همچنين بعد از شهادت آن جناب با اينكه امام جواد عليه السّلام از لحاظ سنى كوچك بود ، ولى به سبب كوششهاى امام رضا عليه السّلام و شناساندن فرزندش بهعنوان جانشين او ، كمتر انشعاب در شيعه رخ داد .
3 - رياستطلبى و دنيادوستى
وقتىكه خفقان حاكم مىشد و ائمهء اطهار عليهم السّلام براى صيانت اساس تشيّع و حفظ جان شيعيان تقيه مىكردند ، افراد سودجو و رياستطلب كه در صفوف شيعيان بودند ، ولى اعتقاد چندانى به ديانت نداشتند ، از اين وضع سوءاستفاده مىكردند ؛ چنانكه امام صادق عليه السّلام در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 763 .
( 2 ) . اشعرى قمى ، سعد بن عبد الله . المقالات و الفرق ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران ، ص 75 .
( 3 ) . همان ، ص 79 .